حج چاه نفت دوم عربستان سعودی

1425661_10202358593064428_1964279146_n

تصویر

معرفی‌ نوروز باستانی ایرانیان در شبکه تلوزیونی مستند آرته فرانسه

معرفی‌ نوروز باستانی ایرانیان در شبکه تلوزیونی مستند آرته فرانسه

حملهٔ مافیای اسلامی به سفارت فرانسه در تهران

این روزها ماجرای یک فیلم تبدیل به یک فاجعهٔ بشری شده است ، یادم است در زمان کودکی می‌خواندیم که فردی به سر پیامبر اسلام هر روز کثافت می‌ریخت ،چند روزی از آن فرد خبری نشد تا آنکه پیامبر جویای حال وی شد و خبردار شد بیمار است و به عیادت وی رفت ، این چیزی که ما امروز میبینیم حرف دین و اسلام نیست بلکه سؤ استفاده برای مقاصد عده‌ای مافیایی است که نام اسلام را به دنبال خود یدک میکشند ، ما توهین به اعتقادات را محکوم می‌کنیم اما تجاوز به حریم، قتل نفس همان خط قرمز در دین اسلام است و شما زیر پا می‌گذارید سفارت فرانسه یک حریم خصوصی و امانت نزد مردم ایران است که شما به آن تجاوز و خیانت در امانت کردید،
صدا و سیمای رژیم: دانشجویان (اوباش بسیجی) و طلاب تجمع کننده در مقابل سفارت فرانسه خواستار اخراج هر چه سریعتر سفیر این کشور در ایران شدند.

امیر صفریان به نمایندگی از طلاب و دانشجویان(اوباش بسیجی) در سخنانی با بیان اینکه امروز دشمن حیثیت ، شرف و هستی مسلمانان عالم را هدف قرار داده است گفت: باید با همه وجود با این دسیسه ها و توطئه ها مقابله کرد و در این راه دانشجویان(اوباش بسیجی) و طلاب جان و مال و آبروی خود را در راه پیامبر اعظم (ص) فدا می کنند.

اعتقاد به عمل است عملی‌ که فقط خشونت و وحشیگری توسط شما به ارمغان آورده است .

از هندوستان تا جماران ( داستان زندگی‌ خمینی) قسمت هفتم


خمینی به قم آمد ، حائری یزدی با توسل به نفوذ خود خمبنی را در حوزه علمیه ثبت نام نمود، حاج محمد محلاتی بعد‌ها به داماد خود یوسفی دلیجانی گفت که هنوز از چند ماهی‌ از حضور خمینی در حوزه نگذشت بود که متوجه شدم خمینی با فردی به نام تولیت رفت و آمد می‌کند و گزارش دادم ، تولیت از تاجران سر شناس قم بود و استاد احتکار ، خمینی بیشتر وقت خود را با تولیت میگذرانید در همین دوران فردی به نام آیت الله تهرانی که ملقب به اخباری بود و از مدرسین حوزه بود روزی در بازار خمینی را دید که مشغول خرید و فروش سیاه ارزاق روز مره مردم است و خمینی را با خود به حوزه برده و به حائری میگوید که باید وی را اخراج یا اصلاح کند و حائری یزدی تهعد میدهد و خمینی ممنوع الخروج از حوزه میشود.

حائری یزدی که مرد با نفوذی بود با رشوه به آخوندهای قم خیلی‌ زود ریاست را از دست تهرانی به در آورد و خود به ریاست حوزه منصوب کرد در همین دوران خمینی جولان دهی‌ خود را در حوزه شروع کرد و این جولان دهی‌ تا ۱۳۱۵ یعنی‌ زمانی‌ که حائری مرد ادامه داشت، در این دوران مجددا آیت‌الله تهرانی گزینه ریاست حوزه شد که خمینی به همراه فاضل لنکرانی که ۱۰ سال بیشتر نداشت به خانه تهرانی مراجعه می‌کند و تهرانی را به قتل می‌رساند ، فردا صبح آنروز شایعه میکنند که ماموران پلیس سیاسی رضا شاه تهرانی را به قتل رساندند ، با اینکه شواهد نشان می‌داده که رضا شاه به تهرانی احترام میگذشته و حتا برای وی حقوق قرار داده بوده است ، خمینی با ظاهری متظاهر باعث شد که خیلی‌‌ها حتا خانواده تهرانی این تهمت را باور کنند ، با آمدن آخوند بروجردی و قبول کردن ریاست حوزه تربیت آخوند قم خمینی که سعی‌ داشت کنترل حوزه را به دست بگیرد به واسطه باند حائری شروع اختلافات شدید بین این دو شد … آیا خمینی باز کسی‌ را از سر راه خود بر داشت ، با ما باشید

وزارت اوقاف مصر از روحانیون و امامان جماعت مساجد این کشور خواست دعوتنامه ها برای سفر به تهران را قبول نکنند


یونایتدپرس ؛ وزارت اوقاف مصر از روحانیون و امامان جماعت مساجد این کشور خواست دعوتنامه ها برای سفر به تهران را قبول نکنند.

دولت مصر پس از انقلاب این کشور تاکنون از پذیرش ازسرگیری روابط دیپلماتیک میان قاهره و تهران، خودداری کرده است.

در بیانیه وزارت اوقاف مصر آمده است از روحانیون و خطبای مساجد خواسته می شود از پذیرش دعوتنامه های سفر به ایران خودداری کنند.

وزارت اوقاف مصر مسئولیت رسیدگی به امور مساجد، سخنرانان و پیش نمازهای مساجد و تبلیغ اسلامی در داخل و خارج از این کشور را برعهده دارد.

این وزارتخانه اعلام کرده است هدف از این دعوتنامه ها، به راه انداختن جنجال علیه عقیده امت و تحریک فتنه ها در سرزمین مصر است.

از هندوستان تا جماران ( داستان زندگی‌ خمینی) قسمت چهارم


به آنجا رسیدیم که خاور زن امیر علی‌ خان شد ، با این اوصاف ۶ سالی‌ گذشت خسرو پسر خاور هم سنّ و سال خمینی بود ، خمینی شیطان ، بازیگوش وبی اندازه مردم آزار بود به طوری که حیوانات محل از دست سنگ و چوب این بچه آسایش نداشتند در آن زمان به خانه‌های خانی قلعه می‌گفتند ، در قورچه باشی‌ زمین بزرگی‌ وجود داشت که متعلق به سید مصطفی بود یک قلعه خانی وجود داشت که (بعدها که مادر خمینی هاجر مرد این زمین را فروختند ) در پشت قلعه یک چاه قدیمی‌ و خشک وجود داشت که خمینی و دیگر بچه‌ها زمانی‌ که به آنجا می‌رفتند بازی میکردند و در یکی‌ از این زمانهاخسرو به چاه افتاد و مرد . هیچ کس علت مرگ خسرو را نفهمید ، خمینی مدام مورد تنبیه مادر خود هاجر قرار می‌گرفت و نسبت به برادرش هم بسیار بی‌ ادب بود. خمینی علاقه به هیچ چیز نداشت و فقط تنها سرگرمی او این بود که صبح تا شب گًل بازی کند ، خمینی هیچ علاقه و عاطفه به هیچکدام از افراد خانواده خود نداشت, نه به دوستان خود دست نه خانواده خود، هاجر تصمیم گرفت از میرزا جعفر پسر خاله خود بخواهد که به خمینی درس بدهد کار به آنجا رسید که میرزا جعفر از پس خمینی بر نیامد و متوسل به دوست خود از گلپایگان شد این بود که شیخ ملا ابوالقاسم هم برای تدریس با میرزا جعفر همکاری کرد ، خمینی بسیار کند ذهن بود به طوری که حسن مستوفی پسر خاله خمینی هم برای تشویق خمینی به درس خواندن به کلاس خمینی آورده شد ، حسن مستوفی خیلی‌ زود صرف و نحو را یاد گرفت و شروع به حفظ کردن قرآن نمود ولی‌ خمینی اندر خمّ یک کوچه بود این بود که هاجر برای همیشه حسن مستوفی را نزد خود با خمینی نگاه داشت . به سفارش میرزا جعفر تصمیم گرفتند برای یادگیری بهتر خمینی وی را به مدرسه احمدیه در خمین بفرستند. مدرسه احمدیه تقریبا با متد‌های جدید بود آنها مستوفی را قبول کردند ولی‌ خمینی نتوانست برای ورود به مدرسه قبول شود این بود که با وساطت هاج محمد حائری ، خمینی را در مدرسه قبول کردند….ادامه دارد ….

از هندوستان تا جماران ( داستان زندگی‌ خمینی) قسمت دوم


در آنموقع در خمین و اطراف خمین علاوه بر دامداری رایج‌ترین کشت کشاورزی کشت دیم گندم و لوبیا بود ، به دلیل منطقه اقلیمی خمین اغلب باید چاه‌های عمیق برای دستیابی به آب حفر میکردند بنابرین آب از ارزش خاصی‌ برخوردار بود حال آنکه در زمینهای بهرام خان ۳ چاه عمیق وجود داشت که ارزش زمین را چند برابر میکرد و سید مصطفی از آن نمیتوانست دل بکّند. حاج حسین سیوندی از معتمدین کرمانی بود که از دوستان بهرام خان و دارای نفوذ بسیار بالایی‌ در حکومت مرکزی بود نامه ائی به سید مصطفی نوشت و درخواست کرد که زمینهای بهرام خان را بدهد و سید مصطفی نسبت به این نامه بی‌ اعتنا ماند ،از طرفی سید مصطفی عمده قسمتهای زمین را به زیر کشت خشخاش برد برای به دست آوردن شیره تریاک و فروش آن، سید مصطفی از حاکم اراک درخواست کرد که بهرام خان را بکشد ،بهرام خان توسط یکی‌ از نزدیکان این مطلب را فهمید و به اصفهان رفت و از آنجا از پسر عموی خود جعفر قلیخان درخواست کمک کرد ، جعفر قلیخان به خمین رفت و خواست که با سید مصطفی صحبت کند که بی‌ نتیجه ماند و در راه برگشت توسط ناصر خان یاغی به آنها حمله شد و حشمت الله خان برادر جعفر قلیخان مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد، یکی‌ از دوستان ناصر خان که توبه کرده بود و در خمین پوست فروش بود به نام امیر قاسم خان به جعفر قلیخان گفت که هدایت این ماجرا در دست سید مصطفی است ، سید مصطفی برای دیدن حاکم اراک در اسفند ۱۲۸۱ راهی‌ اراک شد و جعفر قلیخان در مسیر با گروه سید مصطفی که ۱۰ تفنگچی باهاش بودند درگیر شد و با شلیک گلوله به شکم وی این شیطان روحانی نما را کشت .
مردم خمین که از پشت پرده سید مصطفی خبر نداشتند با شورش و شلوغ به مرکز حکومتی خمین درخواست دستگیری جفر قلیخان را کردند که بی‌ نتیجه ماند و در خاتمه با توصیه شیخ لطفعلی محلاتی یکی‌ از روحانیان مورد اعتبار محلات و دستنوشت برای عین‌الدوله، صدراعظم آن دوران دستور دستگیری و اعدام علنی( سر جعفرقلی خان را بریدند)جعفر قلیخان در تهران صادر شد.
با اعدام جفرقلیخان ، بهرام خان هم دیگر نتونست به اصفهان برگردد و خانواده بهرام خان در زمان رضا شاه کبیر مجدداً به اراضی‌ خود رسیدند.
با مرگ سید مصطفی ماجراهایی شروع شد که در به وجود آمدن شخصیتی مانند خمینی نقش خاصی‌ داشت داشت (ادامه دارد )

تصویر منتشر شده جعفر قلیخان پس از اعدام در تهران

از هندوستان تا جماران (داستان زندگی‌ خمینی ) قسمت اول


سید احمد موسوی هندی، زاده روستای کینتور در منطقه بربنکی در اوتار پرادش، هندوستان بود.
او در اواسط قرن سیزدهم هجری، پس از کشته شدن پدرش، لکنو و کشور هند را ترک کرده و راهی نجف شد. این‌طور به نظر می‌آید که علت این تصمیم، ماموریتی بود که توسط دولت بریتانیا در هند به واسطه پسر عمویش که در وابسته نظامی انگلستان به نام سلیم خان بود به عهده وی گذاشتن که در ازای آن ۲ هکتار زمین کشت در اختیار خانواده وی قرار دادند .
سید احمد به مدت شش ماه بانزدیک شدن به یک فرد دینی در منطقه خودش توانست خود را به عنوان یک مجتهد جا زده و معرفی‌ نامه معتبری برای نجف از این مجتهد بگیرد ,سید احمد در نجف با واسطه فردی به نام آیت الله شیخ محمد رضا افضل عصر تهرانی‌ با شخصی به نام یوسف‌خان کمره‌ای، از اهالی صاحب‌نام خمین آشنا شد. در آن زمان مردم خمین یوسف‌خان را که خود ساکن فراهان، از شهرهای نزدیک خمین بود، از سوی خود نیابت داده بودند که به نجف رفته و یک مجتهد آشنا به امور دین را با خود به خمین بیاورد تا امور مربوط به شریعت آن‌ها را بر عهده بگیرد. بعد از این آشنایی، یوسف‌خان سیداحمد را به‌این منظور انتخاب کرد و در نتیجه او به دعوت یوسف خان تصمیم به اقامت در خمین و به‌عهده گرفتن مسئولیت رسیدگی به امور دینی مردم آن منطقه گرفت. سیداحمد در خمین هم‌چنین با دختر یوسف خان – سکینه – ازدواج کرد.
اسنادی در دست نیست که وی چه گونه عمل میکرده است اما نکته خاص این است که وی مستقیما برای دولت انگلستان کار میکرده است ماموریت وی به اندازه‌ای ثروت نصیبش کرد که با آن در سال ۱۸۳۹ میلادی ، ۳۹۹۵ متر مربع ملک خرید که ۶۳ سال بعدروح‌الله خمینی در آن زاده شد و در سال‌های بعد ملک‌های بیش‌تر و یک کاروانسرا نیز به آن افزود.سید مصطفی پدر خمینی ماموریت پدر خود را ادامه میداد مصطفی خمینی بر خلاف پدر خود نمی‌توانست فقط با انگلیسی‌‌ها کنار بیاید و از طرفی‌ مجتهد یک اسم بود و خانی شغل نامبرده بود دو ده به نام قرچی باشی‌ و لیلیان که عمده مردمش از ارامنه بودند کاملا تحت نفوذ سید مصطفی بودند اما سید مصطفی سیرمونی نداشت ، در این میان دو خان دیگر وجود داشتند هدایت الله دالایی و بهرام خان محتشمی که هر دو با نفوذ بودند رقیب سختی برای سید مصطفی بودند .سید مصطفی با استفاده از گروه یاغی‌ به سر کردگی ناصر خان شروع به راهزنی کرد و با استفاده از موقعیت عوام فریب خود این راهزنیها را به بهرام خان و هدایت الله خان نسبت داد حتا در خیلی‌ از موقع از لباس امنیه‌های دولتی استفاده میکردند این بود که رعیتهای این دو خان را مصطفی به شورش وادار کرد و هدایت الله خان و خانواده اش کشته شدند, بهرام خان نیز به اراک فرار کرد . سید مصطفی با باج دادن به حاکمان آنوقت در منطقه خیلی‌ راحت بر اموال این دو خان مسلط شد . در مهر ۱۲۸۱ خورشیدی روح الله به دنیا آمد , بهرام خان با توصیه از حکومت مرکزی توانست حاکم اراک را مجاب کند که اموال وی را از سید مصطفی باز پس گیرد اما حاکم اراک که دستش با سید مصطفی تو یک کاسه بود و از طرفی‌ به خاطر نفوذ سید مصطفی در مردم به خاطر عوام فریبی وی تصمیم گرفت که بهرام خان را از میان پردارد..ادامه دارد ….

آژانس خبری پارسیان همدرد است با بازماندگان هولوکاست و یاد آنها را گرامی‌ می‌دارد

عید پسخ عید آزادی و تولد بهار آزادی به تمامی یهودیان جهان شاد باد

عید پسخ عید آزادی و تولد بهار آزادی به تمامی یهودیان جهان شاد باد

پیشین ورودی‌های دیرین

تقویم

اوت 2017
د س چ پ ج ش ی
« مهٔ    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

برای مشترک شدن در این وب‌نوشت از راه رایانامه و دریافت آگاه‌سازی درباره‌ی نوشته‌های تازه، رایانشانی خود را وارد نمایید.

به 28 مشترک دیگر بپیوندید

دسته‌ها

Blog Stats

  • 127,485 hits