پیشنهاد به پلیس بین‌الملل حکومت اسلامی فلاحیان رو بده خاوری رو بگیر

اسم و مشخصات خاوری در سیستم هشدار قرمز پلیس بین‌الملل قرار گرفته این از طرفی است که سال هاست فلاحیان وزیر اطلاعت هاشمی‌ رفسنجانی برای بمب گذاری و انفجار مرکز همیاری یهودیان واقعه‌ای تروریستی در ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۴ در لیست هشدار قرمز از طرف دولت آرژانتین قرار دارد و پلیس بین‌الملل حکومت اسلامی برای دستگیری وی هیچ واکنشی نشان نداده حالا یه پیشنهاد داریم, به پلیس بین‌الملل حکومت اسلامی فلاحیان رو بده خاوری رو بگیر.

3

بولتن خبري وزارت اطلاعات : كدام بخش از CIA دانشمندان ما را ترور ميكند

20110829-151929.jpg

بولتن وزارت اطلاعات براي كاور كردن عمليات تروريستي خود شروع به انتشار سلسله مقالاتي در بولتن داخلي خود نموده اند كه در اينجا يك مورد از ان را انتشار ميدهيم

«پروفسور لورنس دیویدس» (Lawrence Davidson)، مستشرق و استاد دانشگاه وست چستر در پنسیلوانیا است که تألیفات متعددی در خصوص روابط خارجه ایالات متحده و خاورمیانه به رشته تحریر در آورده است. آن‏چه می‏خوانید ترجمه‌ مقاله‏ی اخیر او است که در خصوص ترور داریوش رضایی‏نژاد با عنوان «مرگ و تناقض» در پایگاه «آپینین میکر» منتشر شده است.

در تاریخ یکم مرداد 1390 اعلام شد که «داریوش رضایی‌نژاد» از سوی دو مرد موتور سوار در تهران به ضرب گلوله به قتل رسید. موتور سواران هم‌چنین همسر وی را دنبال کرده و با شلیک گلوله او را نیز مورد اصابت قرار دادند.

الجزیره می‌گوید: «رضایی‌نژاد در زمینه‌ الکترونیک تحقیقات می‌کرد و با وزارت دفاع نیز در ارتباط بود اما ارتباط او با برنامه‌ هسته‌ای ایران مشخص نیست.» چنین حملاتی برضد دانشمندان ایران چیز تازه‌ای نیست و در گذشته نیز سابقه داشته است. در آبان ماه 1389 نیز ماشین دو دانشمند دیگر ایرانی که به شکل قطعی با برنامه‌ هسته‌ای این کشور در ارتباط بودند بمب گذاری شدند. یکی از آن‌ها دکتر «مجید شهریاری» بود که بلافاصله پس از انفجار بمب کشته شد و دیگری، «فریدون عباسی» بود که به همراه همسر خویش زخمی شدند.

گمانه زنی‌ها در این زمینه بسیار است که چه کسی مسئول تمام این حملات است؟ یکی از تئوری‌های مورد علاقه‌ غربی‌ها این است که کشور ایران عمداً دانشمندان هسته‌ای خود را به قتل می‌رساند، زیرا آن‌ها تهدید می‌کنند که کشور را ترک کرده و به دشمن خواهند پیوست.

این فکر که دولت ایران در حال حاضر مشغول به کشتن دانشمندان خود است تا با توسل به این کار وفاداری دیگر دانشمندان را کسب کند، بسیار دور از عقل بوده و بعید به نظر می‌رسد. برای رسیدن به این هدف راه‌های بسیار دیگری وجود دارد. تقریباً تمام منابعی که این مسئله را تحلیل می‌کنند معتقدند که جنایت‌کاران واقعی قتل‌های زنجیره‌ای دانشمندان ایرانی، ایالات متحده و اسرائیل، به همراه حمایت احتمالی انگلستان هستند.

از جمله‌ این منابع، خبرنگار ارشد نظامی اسرائیل، «یوسی ملمن» است. او یک بار به روزنامه‌ انگلیسی ایندیپندنت گفت: «سیستم اطلاعاتی اسرائیل به همراه همتایان غربی خود، «ام.آی.6» انگلیس و «سیا» تلاش‌های بی‌پایانی می‌کنند تا در دست‌یابی ایران به اولین بمب اتمی خود ایجاد اخلال کرده، آن را به تأخیر بیاندازند و یا در صورت امکان آن را متوقف کنند.»
کشتن دانشمندان هسته‌ای ایران بخشی از این تلاش‌ها محسوب می شود.

گزارش‌های مشابهی نیز از آژانس‌های خبری «فیگارو» فرانسه، «شین هوا» چین و «اورشلیم پست» ارائه شده است. بیشتر آمریکایی‌هایی که از بدو تولد تا لحظه‌ مرگ واشنگتن برایشان به عنوان هدیه‌ خداوند به یک دولت خوب تعریف شده؛ ممکن است دست داشتن واشنگتن در کشتار «رسمی» را اقدامی اشتباه تلقی کنند. اگرچه با نگاهی به گذشته مشخص می‌شود که کارهایی از این دست، چندان عجیب نبوده و در مورد واشنگتن هنجار محسوب می‌شود.

به عنوان مثال در طول جنگ ویتنام، سیا برنامه‌ فونیکس (ققنوس) را کلید زد که هدف آن ترور 26369 عضو مشکوک «ویت کانگ» (و یا همان جبهه‌ آزادی ملی) بود. این برنامه از سال 1967 تا 1972 ادامه داشت تا این‌که به دلیل تبلیغات منفی متوقف شد. به فاصله‌ ناچیزی از آن، عملیات مخفی دیگری اما مشابه با نام رمزی «F-6» جایگزین شد.

در طی سال‌های 1950 تا 1970 سیا اقدام به ترور هزاران نفر در آمریکای مرکزی و جنوبی کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که این گروه 100 بار تلاش کرد «فیدل کاسترو» را به قتل برساند. در دولت «بوش» پسر، ربایش، شکنجه و قتل از معیارهای استاندارد شیوه‌های عملیاتی محسوب می‌شد و سرانجام معلوم شد که هنوز این گونه عملیات‌های کثیف تروریستی از تاکتیک‌های محبوب «جنگ برضد تروریسم» امروز به شمار می‌آید.

امروزه ایالات متحده از هواپیماهای بدون سرنشینی استفاده می‌کند که نه تنها هدف را نابود، بلکه هر جنبنده‌ای که کاملاً اتفاقی درمحدوده‌ هدف باشد، قلع و قم می‌کند. این سابقه‌ کوتاه نشان می‌دهد که گزارش‌های ایالات متحده مبنی بر دخالت آن‌ها در حملات فراوان برضد دانشمندان ایرانی با گذشته‌ آمریکا هماهنگ است.

به طور کلی شاید وقتی حرف از واشنگتن و استفاده‌ او از قتل به عنوان یکی از راهبردهای سیاست خارجی به میان بیاید کسی احساس «رنجش اخلاقی» نکند.

در مقاله ای که با عنوان «ایران و مسئله‌ سلاح‌های اتمی» در تاریخ دهم ژوئن 2011 میلادی از سوی بنده منتشر و شواهد مستحکمی مبنی بر این‌که که برنامه‌ی هسته‌ای ایران در جهت ساخت سلاح‌های اتمی نیست ارائه شد.

یاد آور می‌شوم که این دیدگاه نتیجه‌ نهایی بیش از 16 آژانس اطلاعاتی ایالات متحده (از جمله سیا) بوده وهم‌چنان نیز هست. چنان‌چه در برآورد اطلاعات ملی نیز به آن اشاره شد. به عبارت دیگر بخشی از دولت آمریکا اقدام به کشتن دانشمندان ایرانی‏ای می‌کند که معتقد است بر روی پروژه‌ ساخت بمب اتمی کار می‌کنند. این در حالی است که بخش دیگر دولت ایالات متحده، تأیید کرده است که چنین پروژه‌ای وجود خارجی ندارد.

با نگاهی دقیق‌تر می‌توان گفت بخشی از C.I.A در حمله به این دانشمندان دست دارد با این توجیه که آن‌ها در زمینه‌ ساخت بمب اتمی تحقیق می‌کنند. در حالی که بخش دیگر همین سازمان اظهار می‌کند که چنین چیزی حقیقت ندارد. این چه مدل بازی «اسکیزوفرنی توهم محوری» است؟

هم‌دستی در این جنایت تروریستی بخشی از سیاستی است که برخاسته از نوعی جهان‌بینی خاص است. این جهان‌بینی، ضدایرانی (که به انقلاب سال‌های 1356 الی1357 ایران و گرفتن گروگان‌های آمریکایی باز می‌گردد)، ضد اسلامی (با فرض برخورد تمدن‌ها) و طرف‌دار اسرائیل (تحکیم یافته از طریق قدرت لابی صهیونیست) است.

زنان و مردانی که در جایگاه‌های کلیدی مجلس و شاخه‌های اجرایی دولت قرار دارند این خط مشی را دنبال می‌کنند و تصمیم‌های آن‌ها برای دنبال کردن این‌گونه جهان‌بینی جنبه‌ سیاسی دارد. این افراد هر گونه گمانه زنی درباره‌ ایران را که با این‌گونه جهان‌بینی هم‌خوانی داشته باشد، قبول دارند و به آن تن می‌دهند. بنابراین فرض می‌شود که ایران امروز برضد منافع آمریکا و اسرائیل پرخاشگر، جاه طلب و فی نفسه خصمانه است؛ تفاوت نمی‌کند که نتیجه‌ تحقیقات در زمینه‌ فعالیت هسته‌ای ایران چه باشد، در هر صورت این نتیجه تحت الشعاع خواسته‌های جهان‌بینی یاد شده و پیش داوری‌های آن، تبدیل به پدیده‌ای ناگوار می‌شود. این جهان‌بینی هم‌چنین حملاتی را که برضد دانشمندان هسته‌ای ایران رخ می‌دهد، توجیه می‌کند.

در عین حال، کسانی که تحلیل‌های اطلاعاتی پیشرفته راانجام می‌دهند، هم‌چون برآوردهای اطلاعات ملی، تحت تأثیر این‌گونه جهان‌بینی‌ها قرار ندارند و پیش داوری نمی‌کنند. این افراد تحلیل‌گرانی حرفه‌ای تلقی می‌شوند، زیرا توانایی تحلیل اطلاعات با ذهن باز را دارند. بدین سبب هوشمندانه به اطلاعات می‌نگرند و به شکل هدفمند و بر اساس حقایقی که وجود دارد تصمیم‌گیری کرده و گزارش می‌دهند. واضح است که چنین تحلیل‌هایی نتایجی را در بر خواهد داشت که در مقایسه با پیش داوری‌های عده‌ای که بر اساس مفروضات بی‌شمار صورت می‌گیرد، بسیار دقیق‌تر و صادقانه‌تر خواهد بود.

نتیجه گیری
سیاست‌گذاران اولویت‌هایی دارند که برخاسته از جهان‌بینی یاد شده و مفروضات خود و دیگران است و متأسفانه صداقت و دقت از جمله مواردی هستند که در میان اولویت‌ها دیده نمی‌شوند. چه جنگ سرد باشد، چه جنگ برضد تروریسم، این ایدئولوژی است که حقیقت و واقعیت را تعریف می‌کند.

برآوردهای اطلاعاتی که تصویری متفاوت ترسیم می‌کنند بیشتر به لحاظ سیاسی قابل قبول واقع نمی‌شوند. بنابراین آشکار کردن تناقض میان خط‌ مشی که از طریق مفروضات منحرف ترسیم می‌شود و نمونه‌ای که بر اساس تحقیقات هدفمند است، می‌تواند نقایص، معایب و مشکل سیاست خارجی آمریکا را مشخص کند. با تمام این وجود سیاست‌گذاران ما گوش شنیدن این‌گونه پیام‌ها را ندارند. جهان‌بینی که در بالا ذکر شد گوش آن‌ها را پر کرده است.

هشدار

20110812-015407.jpg

توجه داشته باشيد اينجانب كيوان اميني اعلام ميكنم به غير از سايتهاي زير كه عنوان ميشود در قبال الباقي سايتها بنام اينجانب مسوليت ندارم زيرا عده اي سودجو قصد سو استفاده دارند .
كه مراتب جهت هوشياري اعلام ميكردد
با تشكر
كيوان اميني

سايت ازانس خبري بارسيان
فيس بوك كيوان اميني
فيس بوك ازانس خبري بارسيان
فيس بوك شيطان اوين
تلويزيون اينترنتي بي بناه
سايت يوتيوب

نظريه خبركزاري فارس در رابطه با فيس بوك

20110810-213839.jpg

فيس‌بوك اولين قدم براي عادت دادن مردم به تحت مراقبت بودن و پايگاهي اطلاعاتي براي رديابي افراد و گروه‌ها است كه به نظر مي رسد فاصله زيادي با نصب ريز پردازنده زير پوست مردم نداشته باشند.
پايگاه خبري «اينفووارز «، در گزارشي به قلم «اندرو استيل «، مي‌نويسد: فيس‌بوك افسونگري است كه رهبري صف لعنت شدگان را بر عهده گرفته است، و با ضربات طبل نظم نوين جهاني دنيا را رقص‌كنان به سوي غل و زنجير بردگي پيش مي‌برد.

* مهمانان می‌توانند داخل باجه‌ها از خود عکس بگیرند، سپس عکس‌ها به صورت خودکار وارد صفحه فیس‌بوک آن‌ها می‌شود
شبکه خبری «آراف‌آی‌دی » در مقاله‌ای با عنوان بی‌خطر «پارک‌های آبی و تفریحگاه‌هایی که می‌توان در آن‌ها از دستبندهای ارتباط با فرکانس رادیویی (دستبند آراف‌آی‌دی) استفاده کرد، «عنوان کرد که مجموعه‌ای از هتل‌های دارای پارک‌های آبی سرپوشیده در آمریکای شمالی از دستبندهای آراف‌آی‌دی استفاده می‌کنند؛ به این ترتیب مهمانان می‌توانند داخل باجه‌ها از خود عکس بگیرند، سپس عکس‌ها به صورت خودکار وارد صفحه فیس‌بوک آنها می‌شود. این روش گرفتن عکس‌های خانوادگی در تعطیلات بی‌خطر به نظر می‌رسد اما این مقاله می‌افزاید: «دستبندها کلید اتاق مهمان‌ها و صورت حساب داخلی هتل هم هستند. »
* این نمونه‌ای از کاربرد فیس‌بوک برای عادت دادن مردم به تحت مراقبت بودن است
این تنها نمونه‌ای از کاربرد فیس‌بوک برای عادت دادن مردم به تحت مراقبت بودن است، گروهی از مردم با شوق (و ناآگاهانه) از آن استقبال می‌کنند و گروه دیگر تنها به خاطر راحتی خودشان تسلیم آن می‌شوند.
فیس‌بوک در تلاش است برای بازاریابی دستبندهای آراف‌آی‌دی ردیاب (تنها یک گام دیگر باقی مانده است تا ریزتراشه‌ها را زیر پوست شما نصب کنند)، با چند شرکت مختلف همکاری می‌کند تا بتواند فناوری تولید این دستبندها را بهبود بخشد؛ و از این اقدام به عنوان قدم بعدی در تکامل عرصه فناوری‌های اجتماعی یاد می‌شود و نه به عنوان زنجیر نامرئی به دقت پشتیبانی شده‌ای که تمدن را به قهقرای بردگی جدید سوق می‌دهند.
– فیس‌بوک: جایگزین خرد جمعی جامعه
* فیس‌بوک تنها ابزاری برای آشنایی با افراد جدید و پی گیری فعالیت‌های دوستان نیست
شبکه‌های اجتماعی به واسطه برآوردن خواسته‌های مردم (خصوصا نوجوانان و جوانان) در زمینه جامعه‌پذیری و معاشرت با دیگران به شیوه‌ای نظارت شده‌تر و خصوصی (اگرچه در واقع چنین نیست) تبدیل به یکی از نیروهای قدرتمند دنیای در حال تغییر شده‌اند. اما این شبکه‌ها چاه بی‌پایانی برای گردآوری اطلاعات در مورد افراد نیز هستند؛ کاری که در گذشته چندان آسان نبود. در حالی که فیس‌بوک پرچم‌دار فعلی این صنعت است، شبکه‌های اجتماعی به نحو موفقیت آمیزی مردم سرتاسر جهان را به مشارکت گذاشتن اطلاعات مربوط به خود- از جزئیات خصوصی زندگی شخصی گرفته تا افکار درونی- وسوسه کرده‌اند. کسی که تنها یک دهه پیش روی کره زمین زندگی می‌کرده در برخورد با هنجارهای نوین فرهنگ اجتماعی همگانی دنیای امروز به وحشت خواهد افتاد.
فیس‌بوک تنها ابزاری برای آشنایی با افراد جدید و پی گیری فعالیت‌های دوستان نیست؛ مقامات قضایی برای تحقیق درباره جرائم و کارفرمایان برای یافتن کارمندان احتمالی خود از این شبکه استفاده می‌کنند.
* شاید در آینده نزدیک استخدام شدن بدون داشتن تاریخچه فیس‌بوک تقریباً ناممکن باشد
امروزه شرکت‌ها تاریخچه فیس‌بوک متقاضیان کار را بررسی می‌کنند. البته همه از این حقیقت آگاهند و آن را به عنوان امری «عادی » پذیرفته‌اند. شاید در آینده نزدیک استخدام شدن بدون داشتن تاریخچه فیس‌بوک تقریباً ناممکن باشد. در حال حاضر به دلیل انفجار درونی و پیوسته اقتصاد جهانی، کارفرمایان امتیازات بیشتری نسبت به نیروی کار خود دارند، و بیش از هر زمان دیگر وقتشان را به تحلیل، بررسی ارقام و طبقه‌بندی اختصاص می‌دهند. شرکت‌ها در زمان انتخاب کارمندان جدید می‌توانند تا حد مطلوب دقیق و حساس باشند. البته فیس‌بوک تنها بخشی از این فرآیند است. از ابزارهای فن‌شناختی دیگری از قبیل آزمون رایانه‌ای «شخصیت » (مقیاس احتمال فرمان برداری ذهنی) نیز استفاده می‌شود؛ در این آزمون‌ها پرسش‌هایی از این قبیل مطرح می‌شود: «دیدگاه شما درباره روند فعلی حرکت جهان چیست؟ «. البته چنین پرسش‌هایی هیچ ارتباطی با شغل مورد درخواست ندارد.
* کارفرمایان برای قضاوت درباره عادت‌های شخصی، دوستان، و شایستگی سیاسی متقاضیان به صفحه فیس‌بوک آنها مراجعه می‌کنند
کارفرمایان برای قضاوت درباره عادت‌های شخصی، دوستان، و شایستگی سیاسی متقاضیان به صفحه فیس‌بوک آنها مراجعه می‌کنند. با در نظر گرفتن برابری تمام شرایط، به احتمال بسیار زیاد کارفرمایان بین دو متقاضی- یکی با تاریخچه فیس‌بوک همگانی که نشان‌دهنده الگوی زندگی اوست، و دیگری با تاریخچه فیس‌بوک خصوصی یا بدون چنین تاریخچه‌ای- کسی را انتخاب می‌کنند که درباره زندگی شخصی او به دقت تحقیق کرده و مطمئن باشند با الگوی استخدامیشان تناسب دارد، نه کسی را که زندگی شخصی‌اش رازگونه باشد. این‌ که آیا این پیش داوری مورد پذیرش کارفرمایان هست یا نه بحث دیگری است؛ اما نگاهی صادقانه و دریافت همگانی‌محور به ماهیت انسان و اهمیتی که شرکت‌ها به تاریخچه فیس‌بوک متقاضی و ردپای شبکه‌ای او می‌دهند نشان می‌دهد که این پیش‌داوری حقیقت دارد. طی مصاحبه‌های شغلی از متقاضیان درخواست شده که تاریخچه فیس‌بوک خود را نمایش می‌دهند، حتی از متقاضیان در شهر بزومنت، درخواست شده که کلمه عبور شبکه اجتماعی خود را آشکار کنند.
* ضرورت داشتن تاریخچه فیس‌بوک در مرحله اول از طریق فشار اجتماعی و اقتصادی مورد اجرا قرار می‌گیرد، نه از طریق وضع قوانین
از آنجا که پول ابزار بقا در جوامع امروزی است، ضرورت داشتن تاریخچه فیس‌بوک (یا هر نمونه‌ای که پایگاه اطلاعاتی ردیابی اجتماعی در آینده پیش روی افراد بگذارد) در مرحله اول از طریق فشار اجتماعی و اقتصادی مورد اجرا قرار می‌گیرد، نه از طریق وضع قوانین.
-فیس‌بوک شما را ردیابی می‌کند
* فیس‌بوک در واقع پایگاهی اطلاعاتی برای ردیابی افراد و گروه‌ها است
شاید هیچ‌وقت از خودمان نپرسیده باشیم که انگیزه فیس‌بوک از گردآوری و نگهداری اطلاعاتی که درباره آنها پرسش می‌کند چیست. فیس‌بوک در واقع پایگاهی اطلاعاتی برای ردیابی افراد و گروه‌ها است. به گفته یکی از کارمندان فیس‌بوک در مصاحبه با مجله اینترنتی «رامپوس «، فیس‌بوک نه تنها اطلاعات ارسالی اعضا بلکه تک‌تک کلیک‌های آنها در زمان حضور در وبگاه را پی‌گیری می‌کند.
* فیس‌بوک می‌داند شما روی کدام یک از لینک‌های ارسالی دوستان کلیک می‌کنید
این بدین معناست که- جدا از اطلاعاتی از قبیل فعالیت‌های مورد علاقه، مذهب، گرایش جنسی، و تعداد اعضای خانواده که داوطلبانه در اختیار این شبکه قرار می‌گیرد- فیس‌بوک می‌داند شما روی کدام یک از لینک‌های ارسالی دوستان کلیک می‌کنید، تاریخچه چه کسی را نگاه می‌کنید، و چه عکس‌هایی را تماشا می‌کنید. این اطلاعات به تنهایی داده‌های بسیاری درباره علایق، دیدگاه‌ها، روابط شخصی، و حتی گرایش‌های عاشقانه شخص به دست می‌دهد … اطلاعاتی که می‌توان از آنها برای تشکیل پرونده‌های روان‌شناختی برای افراد مورد نظر استفاده کرد.
* بازی‌های فیس‌بوک با مخفی کردن پرسش‌های آزمون شخصیت شناسی در قالب سرگرمی، اطلاعات مفیدی درباره اشخاص به دست می‌دهد
به علاوه بازی‌های فیس‌بوک با مخفی کردن پرسش‌های آزمون شخصیت شناسی در قالب سرگرمی، اطلاعات مفیدی درباره اشخاص به دست می‌دهد. فیس‌بوک دوستان واقعی شما را هم می‌شناسد. حتی اگر صفحه‌ای با 5000 دوست داشته باشید، اطلاعات شخصی خود را به آن ارسال نکنید، و تنها تعداد کمی از دوستانتان را «شخصاً » بشناسید، فیس‌بوک غالباً این افراد را به عنوان دوستان دست اول شما در تاریخچه‌تان معرفی و هنگام استفاده از جعبه جستجو، آنها را به صورت خودکار پیشنهاد می‌کند.
– جاده‌ای به سوی جهنم
* این جامعه در حقیقت زندانی است که در آن هیچ رازی پنهان نمی‌ماند
سال گذشته همکاری فیس‌بوک با شرکت کوکاکولا برای توزیع دستنبدهای آراف‌آی‌دی میان نوجوانان بازدید کننده از دهکده کوکاکولا با هدف بررسی و ارسال فعالیت‌های آنها به صفحه فیس‌بوکشان مورد استقبال همگانی قرار گرفت. همه بر این باور بودند که از این طریق فیس‌بوک وارد دنیای واقعی شده است. با توجه به ماهیت حقیقی فیس‌بوک، مفهوم حمله به دنیای واقعی و تغییر دادن آن کابوس وحشتناکی است که بیشتر مردم آمریکا هنوز متوجه آن نشده‌اند و بدتر آنکه شاید تا زمان محقق شدن این کابوس به ماهیت آن پی نبرند. اگر طرفداران جهانی‌سازی به هدفشان برسند، پول نقد از موازنات مالی خارج می‌شود، بنابراین، تمام دادوستدها به صورت دیجیتالی انجام می‌شوند و قابل ردگیری خواهند بود و در صورت تمایل مدیران شبکه نظارتی متوقف می‌شود. جامعه‌ای که با الگوبرداری از آزمایش دهکده کوکاکولا و پارک آبی، که در ابتدای این مقاله نقل شد، ساخته شود، در حقیقت زندانی است که در آن هیچ رازی پنهان نمی‌ماند و هیچ اقدامی بدون بررسی و تایید چشمی که همه چیز را می‌بیند، عملی نیست. در چنین دنیایی ممکن است مردم بتوانند فضاهای شخصی‌شان را انتخاب کنند و اجازه ندهند دیگران به اطلاعات شخصی آنها دست پیدا کنند، اما این فقط آرامشی توخالی است. اطلاعات همچنان باقی می‌ماند و کسانی که اجازه رسمی داشته باشند می‌توانند آنها را بازیابی کنند.
* شاید برده‌ها بتوانند رازهای خود را از برده‌های دیگر پنهان نگاه دارند، اما نمی‌توانند چیزی را از اربابانشان مخفی کنند
این به این معناست که افراد ممکن است بتوانند رازهای خود را از برده‌های دیگر پنهان نگاه دارند، اما نمی‌توانند چیزی را از اربابانشان مخفی کنند. تحت مراقبت بودن فقط به این معنا نیست که افراد متعلق به طبقات بالاتر جامعه می‌توانند بر فعالیت‌های افراد طبقات پایین‌تر نظارت داشته باشند. هدف از مراقبت نظارت است و این دقیقاً همان هدفی است که فناوری آراف‌آی‌دی فیس‌بوک دنبال می‌کند.
فوتوریستها با خوشحالی درباره آمریکایی صحبت می‌کنند که در آن سیاست‌های دولت مادر به وسیله فناوری‌ای به موقع اجرا گذاشته می‌شود که بر تمام حرکات افراد، خریدهای آنها، و حتی غذا خوردنشان نظارت می‌کند.
* «سی‌ای‌او » آینده‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن اشیا اطراف ما تمام حرکاتمان را ثبت می‌کنند
تابستان گذشته مقاله‌ای درباره یک بازی کامپیوتری به «سی‌ای‌او » نوشتم؛ این بازی با شادی تمام آینده‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن اشیا اطراف ما تمام حرکاتمان را ثبت می‌کنند (مثلا کفش‌هایمان نظارت می‌کنند که آیا پیاده تا محل کار رفته‌ایم یا با اتوبوس، و مسواک‌هایمان اطلاعات مربوط به اینکه در یک صبح خاص دندان‌هایمان را مسواک زده‌ایم یا نه ثبت می‌کنند) و برای «رفتارهای خوب » به ما پاداش می‌دهند. این پاداش ممکن است تخفیف در میزان حق بیمه یا اعتبار برای خرید محصولات خاص باشد.
* در چنین دنیای نوینی زندگی خصوصی معنایی ندارد
چند سال پیش در «شبکه دیسکاوری » برنامه‌ای با عنوان «دو هزار و پنجاه و هفت علامت سوال » با اجرای «میکیو کاکو » پخش شد. این برنامه آنچه را که نظارت‌گران طرفدار جهانی‌سازی پس از تثبیت کامل شبکه نظارتی خود در جامعه مد نظر دارند، به صورت مستند داستانی به تصویر می‌کشد. بخشی از این مستند داستانی با عنوان «بدن » جهانی را به تصویر می‌کشد که در آن توالت‌ها ادرار افرادی را که از آنها استفاده می‌کنند آزمایش کرده و نتیجه را برای شرکت بیمه فرد ارسال می‌کنند (مردی یک شب پس از نوشیدن مشروبات الکلی، توالت را با ریختن ادراری که قبلا در ظرفی نگاه داشته بوده گول می‌زند. پس از کشف این دغل بازی، بیمارستان در یک مورد ضروری از درمان او سر باز می‌زند). این داستان نشان می‌دهد که در چنین دنیای نوینی زندگی خصوصی معنایی ندارد. در این برنامه نمایندگان بیمه مانند خدایان در ساختمان‌های فوتوریستی معادل مراکز تلفن امروز نشسته‌اند، همواره با استفاده از ابزارهای ردیابی داخل لباس افراد بر آنها نظارت می‌کنند، برای آنها هشدارهایی می‌فرستند (مثلا از طریق آینه دست‌شویی برای آنها هشدار می‌فرستند که روش مسواک زدنشان صحیح نیست)، و قدرت مطلق در اختیار آن‌هاست تا تصمیم بگیرند آیا پس از وقوع حادثه برای کسی باید آمبولانس فرستاده شود یا نه.
* در چنین جامعه‌ای انسان همواره کودکی است که باید به فرامین پدری ناشناس و مقرراتی گوش فرا دهد
این برنامه آشکارا می‌کوشید با برجسته‌سازی فناوری نجات‌بخش، چنین آینده برنامه‌ریزی شده‌ای را مثبت جلوه دهد، اما به هر حال نظارت کامل بر افراد و جامعه نیز در این مستند داستانی به طور کامل به تصویر کشیده شده است. در این آینده شرکت‌های بیمه و دولت (علاوه بر صنایع دیگر) با هم همکاری می‌کنند و تصمیم می‌گیرند که کدام یک از عادت‌ها و رفتارها مطلقا خوب و کدام یک مطلقا بد هستند. در چنین جامعه‌ای انسان همواره کودکی است که باید به فرامین پدری ناشناس و مقرراتی گوش فرا دهد.
* فیس‌بوک افسونگری است که دنیا را رقص کنان به سوی غل و زنجیر بردگی پیش می‌برد
این جاده جهنم است، جاده‌ای که تمام ملت‌های خواهان برنامه‌ریزی مرکزی قبلا پیموده‌اند؛ تنها تفاوت‌های موجود وجود فناوری اجرایی قوی‌تر، و مردمی است که چنان تحت تاثیر شعارها قرار گرفته‌اند که معنای آزادی حقیقی و در نتیجه راه مبارزه با بردگی را نمی‌دانند. فیس‌بوک سرآغاز این برنامه است … آواز دوردستی در باد که از جوانان دنیا می‌خواهد حریم خصوصی خود را به شبکه نظارتی بفروشند. فیس‌بوک افسونگری است که رهبری صف لعنت شدگان را بر عهده گرفته است، و دنیا را رقص‌کنان به سوی غل و زنجیر بردگی پیش می‌برد … با ضربات طبل نظم نوین جهانی.

هند پول نفت را از طریق ترکیه به جمهوری اسلامی خواهد پرداخت

نوشتۀ فرید وهابی

به گفتۀ وزیر نفت هند، این کشور بدهی‌های خود به ایران را از طریق ترکیه پرداخت خواهد کرد. هند بابت خرید نفت، پنج میلیارد دلار به ایران بدهکار است اما به دلیل وجود تحریم‌های بین‌المللی، نمی‌تواند به شیوه‌های معمول این پول را به تهران بپردازد. ایران نیز مایل نیست که طلب خود را به روپیه دریافت کند…

در حال حاضر هند پنج میلیارد دلار بابت خرید نفت خام به ایران بدهکار است. اینک قرار شده که نخستین قسط این بدهی عقب‌مانده از طریق ترکیه به ایران پرداخت شود. وزیر نفت هند، آقای جایپال ردی، با دادن این خبر، اشاره کرد که در صورت عدم پرداخت بدهی به ایران، تحویل نفت خام به هند متوقف خواهد شد.
با این حال آقای جایپال ردی میزان قسط اول و زمان دقیق پرداخت آن را اعلام نکرد. وی فقط گفت: «تاریخ دقیق پرداخت از طریق ترکیه را هنوز نمی‌توانیم مشخص کنیم».

هند، با خرید ۴۰۰هزار بشکه نفت خام در روز، دومین مشتری ایران بعد از چین محسوب می‌شود. ایران نیز بعد از عربستان سعودی، دومین فروشندۀ نفت به هند است.
مشکلات میان ایران و هند تقریباً ازشش ماه پیش، و از زمانی آغاز شد که به دلیل مجازات‌های اقتصادی و تحریم‌های بین‌المللی، هند برای پرداخت بهای نفت به شکل ارز، با دردسرها و موانع زیاد مواجه گشت. در واقع به دنبال تحریم ایران که برای مقابله با برنامۀ اتمی این کشور انجام گرفت، همۀ راه‌های پرداخت از طریق بانک‌های اروپایی، آسیایی و خاورمیانه یکی پس از دیگری مسدود شد.
از طرف دیگر، ایران هم مایل نبود که بهای نفت خود را به روپیه (واحد پول هند) دریافت کند. بدین ترتیب، به گفتۀ رییس کل بانک مرکزی ایران، محمود بهمنی، از ماه آوریل گذشته (فروردین-اردیبهشت) تا کنون، معوقۀ پرداخت هندی‌ها به حدود پنج میلیارد دلار رسیده است.

روز جمعه، وزیر نفت هند با اطمینان از ادامۀ تحویل نفت ایران سخن گفت و ابراز امیدواری کرد که از ماه اوت (چند روز دیگر) نفت خام ایران دوباره به کشورش برسد. در عین حال وی توضیح داد که شرکت‌های هندی از روی احتیاط با کشورهای دیگری ارتباط حاصل کرده‌اند تا در صورت قطع ناگهانی نفت ایران، بتوانند محصول موردنیاز خود را از جاهای دیگر بخرند.

طی هفتۀ گذشته، روزنامۀ تایمز مالی از قول یک مسئول بلندپایۀ ایرانی نوشت که تهران به هر ترتیب صدور نفت خام به هند را ادامه خواهد داد و دو کشور برای یافتن راه‌های تازۀ پرداخت پول، چه از طریق بانک‌های جدید و چه با توسل به معاملات پایاپای، با یکدیگر همکاری می‌کنند.
تایمز مالی مثال می‌زند که جمهوری اسلامی می‌تواند در قبال تحویل نفت، از هند فولاد یا محصولات کشاورزی و الکترونیکی بخرد.

دکتر فریدون خاوند، اقتصاددان و استاد دانشگاه مقیم فرانسه معقتد است این شوه از فروش نفت آیندۀ اقتصاد ایران را با بحران مواجه خواهد کرد.
او در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه می گوید: «پرداخت بدهی ایران و یا حتی چین به صورت روپیه و در قالب پول ملی این کشورها سایر کشورهای شرق آسیا را ترغیب خواهد کرد تا از فضای تحریم بانکی ایران استفاده کنند و فقط با پول کشور خود یا در ازای کالاهای تولیدی‌شان نفت ایران را بخرند. به هر حال ایران در این روند بازندۀ اصلی است؛ چرا که قدرت مانور در بازارهای بین المللی را از دست خواهد داد.»

 RFI

آخرین مناقشات میان بی بی سی و دولت شاهنشاهی ایران

دوسال بعد از سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران و روی کار آمدن جمهوری اسلامی، جان دان، رئیس وقت بخش فارسی بی بی سی، در یک جلسه سخنرانی در ایران سوسایتی (Iran Society) صحبت جالبی در ارتباط با نقش برجسته و کارساز بی بی سی فارسی در دو رویداد تاریخی مهم ایران معاصر، که هرکدام منجر به سقوط حکومت های رضاشاه و محمدرضا شاه پهلوی گردیده بودند، ایراد کرد

 گفته او، رادیوی بی بی سی فارسی توانسته بود در جریان تحولات 20 شهریور 1320 و 22 بهمن 1357 نقشی کلیدی را در کنار جریانات تعیین کننده دیگر ایفا نماید. اظهارات جان دان همراه با شایعاتی در ارتباط با پیام های «تشکر و سپاس» که از سوی برخی از شخصیت های دوران آغازین جمهوری اسلامی به مسئولان بی بی سی فارسی ارسال گردیده بود، به نوعی حکم تائید می گذارد بر آن احساسات آمیخته با شک و ظن و حتی پارانوی مقامات رژیم پیشین ایران در ارتباط با نقش تحریک آمیز بی بی سی فارسی در آن دو رویداد مهم تاریخی.

تردیدی وجود ندارد که شبکه خبری بی بی سی یکی از معتبرترین شبکه های خبری جهان بوده و هست و به همین لحاظ، آنچه از زبان بی بی سی به گوش مردم می رسید و می رسد، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و هست.

همچنین برای اکثر رهبران کشورهای جهان سوم، که تمام وسائل ارتباط جمعی تحت کنترل مستقیم و کامل حکومتگران است، پذیرش این واقعیت که بی بی سی دارای استقلال عملی بی نظیری است و دولت بریتانیا قادر به دخالت در امور روزمره آن نبوده و نیست، همیشه امر ثقیل و غیر قابل باوری بوده است.

اینکه مثلا مقامات برجسته دولتی در بریتانیا، به دفعات، خود، بزرگترین شاکی از گزارش های خبری بی بی سی در ارتباط با مسائل مهم داخلی بوده اند، نمونه ای از استقلال کاری بی بی سی است که در گذشته به مباحث و درگیری های بسیار زیادی با دولت های مختلف در خود بریتانیا انجامیده است. مواردی از قبیل گزارشات تحریک آمیزی که در مورد درگیری های گذشته میان شورشگران ایرلندی و ارتش بریتانیا در ایرلند شمالی پخش شده بود.

در ارتباط با ایران، با توجه به سوابق و تاریخچه دیرینه مداخلات بریتانیا در امور داخلی این کشور، این گونه توهمات همیشه وجود داشته و به طوری که امروز مشاهده می شود، مقامات دولت کنونی در ارتباط با نقش شبکه خبری بی بی سی که امروز در ابعاد پیشرفته تر و وسیعتری از طریق رادیو، تلویزیون و اینترنت در ارتباط مستقیم با مردم است، کماکان عکس العمل های مشابهی از خود نشان می دهند.

فرق اصلی میان مقامات فعلی و مقامات پیشین این است که انتظارات دولت شاهنشاهی در دوران محمد رضا شاه پهلوی بر این اصل استوار بود که ایران در آن زمان به دنبال ایجاد و تداوم روابط بسیار نزدیک اقتصادی، و سیاسی- امنیتی با بریتانیا بود، در حالی که امروز روابط در سطح بسیار پائین تری قرار دارد و مقامات جمهوری اسلامی از ابتدا، بریتانیا را به عنوان «شیطان کوچک» و دنباله رو «شیطان بزرگ: آمریکا» قلمداد کرده و هرگز انگیزه ای برای ایجاد روابط صمیمانه یا نزدیک تر با آن کشور نداشته اند.

آخرین نشانه این واقعیت، تصویب «طرح قطع کامل روابط با بریتانیا» از سوی کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی است، که به وضوح نمایانگر نوع روابطی است که امروز در جمهوری اسلامی جایگزین روابط پیشین میان ایران و بریتانیا گردیده است.

و اما در سال های آخر نظام شاهنشاهی، هنگامی که در دبیرخانه وزیر امورخارجه ایران (دکتر عباسعلی خلعتبری) خدمت می کردم، به یاد دارم که در پی یک تصادف اتومبیل در شمال ایران که منجر به کشته شدن ناصر عامری، دبیرکل حزب مردم، گردید، گزارشاتی از سوی بی بی سی فارسی پخش شد که این توهم را ایجاد می کرد که مرگ دبیرکل حزب مردم به دلیل تصادف اتومبیل نبوده و احتمالا انگیزه های سیاسی پشت پرده در آن امر دخالت داشته اند.

بدیهی است که پخش این موضوع (همزمان با پخش برنامه انتقادی «پانوراما» در شبکه تلویزیونی بی بی سی در بریتانیا) که متعاقبا به استحضار شاه ایران هم رسید، با برخورد شدیدی از سوی دولت ایران روبرو شد که نهایتا حدود یک سال منجر به بسته شدن دفتر خبری بی بی سی در تهران و اخراج مسئول آن شد.

علاوه بر این سابقه، در سال های آخر نظام پادشاهی تاکید بی بی سی بر گزارشات انتقادی از سوی سازمان هائی از قبیل سازمان عفو بین الملل در ارتباط با مسائل مربوط به حقوق بشر و زندانیان سیاسی نیز همواره باعث ایجاد حساسیت و آزردگی مقامات ایرانی قرار می گرفت.

ضمنا بر مبنای گزارشات اطلاعاتی محرمانه، این تصور نیز وجود داشت که کارمندان بخش فارسی بی بی سی اکثرا از «عناصر چپ گرا» و منتقدان شاه اند و برای مقامات ایرانی این واقعیت غیر قابل تصور بود که چگونه چنین میدان وسیعی بدون دخالت مستقیم دولت بریتانیا در اختیار افرادی که هر یک، از مخالفان سرسخت نظام شاهنشاهی بودند، قرار گرفته است.

دقیقا در چنین شرایطی بود که در تاریخ 18 شهریور 1357، یک روز پس از ماجرای «میدان ژاله»، به دستور سفیر وقت در لندن (پرویز راجی)، اینجانب که تا آن زمان در انستیتوی بین المللی امور استراتژیکی لندن (IISS) به تحقیق پیرامون مسائل امنیتی در منطقه خلیج فارس مشغول بودم، به سمت وابسته مطبوعاتی سفارت شاهنشاهی منصوب شدم – پستی که به مدت 6 هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی و زمانی که به علت اعدام مرحوم دکتر عباسعلی خلعتبری از شغلم در وزارت امور خارجه استعفا دادم، تصدی آن را به عهده داشتم.

از همان روز اول مشخص بود که پیگیری مسائل در ارتباط با گزارشات «تحریک آمیز و جنجالی» بی بی سی فارسی از زمره وظائف اصلی من به شمار می رفت. البته این توضیح ضروری است که سفیر وقت، پرونده مربوط به روابط با بی بی سی را از آغاز ماموریتش در لندن با دقت دنبال کرده بود و از جزئیات مسائل و برداشت ها و حساسیت های تهران آگاهی کامل داشت.

ضمنا او به علت آگاهی اش از اوضاع و احوال و چگونگی روند کار در دستگاه های دولتی انگلیس به خوبی نسبت به درجه دخالت دولت در مسائل مربوط به گردش کار در بی بی سی کاملا مطلع بود، ضمن اینکه متقاعد ساختن مقامات دولتی در ایران و به خصوص شخص شاه از میزان استقلال واقعی بی بی سی همیشه کار آسانی نبود.

اندکی پس از آغاز کار در سفارت و پیگیری روزانه برنامه های بی بی سی فارسی که شنیدن آن در آن دوران برخلاف امروز کار ساده ای نبود و فقط از طریق یک خط مخصوص تلفن که به یک بلندگو در اطاق کار من وصل شده بود، امکان پذیر می شد، به این نتیجه رسیدم که آنچه مسائل را برای مقامات داخلی در ایران بغرنج و تحریک آمیز می کرد، اصل خبرها یا گزارشاتی که در ارتباط با ایران خوانده می شد نبود، بلکه تکیه ویژه مجریان برنامه ها و نحوه بیان آنها در انتقال مسائلی بود که در برخی از اوقات می توانست مفهوم خبر را عوض کند و یک موضوع ساده را به یک جریان تحریک آمیز تبدیل سازد.

با گذشت زمان و آمدن آیت الله خمینی به پاریس، میزان گزارشات و اعلامیه ها و به همان میزان حساسیت ها و انتقادات مقامات در ایران نسبت به نوع گزارشات افزایش پیدا کرد. جالب این بود که ما اصولا ایراد یا اعتراضی نسبت به اخباری که در بخش بین المللی بی بی سی به زبان انگلیسی پخش می شد نداشتیم ولی همان خبرها هنگامی که به فارسی ترجمه می شدند و توسط کسانی که دارای نظریات خاص سیاسی بودند، قرائت می گردید، آن وقت مفهوم خبر به طور غیر قابل قبولی تغییر می کرد.

در آن زمان، یکی از وظائف روزانه من تلفن به آقای جان دان، رئیس بخش فارسی بی بی سی و توجه دادن او به این نوع حرکات بود که به عقیده ما مفهوم اصل خبر را تحریف می کرد و متفاوت می ساخت. در اجرای این ماموریت، هر روز چند بار فرصت گفتگو با جان دان برایم میسر می گردید.

به خوبی به یاد دارم که در جلسه ایران سوسایتی که قبلا به آن اشاره کردم، یکی از شخصیت های دولتی زمان شاه (مرحوم باقر مستوفی، رئیس اسبق شرکت ملی گاز ایران) از جان دان پرسید که «آیا کار شما گزارش اخبار روز بود یا آنچه قرار بود در آینده رخ بدهد مانند پخش اعلامیه های [آیت الله] خمینی برای شرکت در تظاهراتی که برای روزهای آینده در نظر گرفته شده بود؟»

اگرچه به طور کلی در بخش فارسی دقت زیاد بود که چنین بهانه هایی را به دست منتقدان و به ویژه مقامات دولت شاهنشاهی ندهند، ولی قرائت اطلاعیه ای از سوی [آیت الله] خمینی که مردم را به شرکت در تظاهرات علیه دولت دعوت می کرد، یعنی آگاهی دادن به مردم برای شرکت در یک حرکت اعتراضی که می بایست در آینده صورت گیرد، بر خلاف تمام موازین خبری، حد اقل یک بار در بی بی سی فارسی صورت گرفت.

با مرور زمان و حادتر شدن مسائل در ایران در ماه های نهائی، حساسیت ها نسبت به برنامه های بخش فارسی بی بی سی شدت بیشتر یافت، به طوری که در اواسط ماه دسامبر 1978، حدودا یک ماه قبل از خروج شاه از ایران، امیر خسرو افشار، وزیر امور خارجه ایران به لندن آمد و شکایات و نگرانی های دولت شاهنشاهی از تحریکات موثر رادیو بی بی سی فارسی را با دیوید اوئن، وزیر خارجه وقت بریتانیا و «سر مایکل سوان»، مدیر عامل شبکه بی بی سی، در میان گذاشت.

مقامات مذکور نیز به سهم خود تلاش کردند حتی الامکان با توجه به تمام محدودیت های موجود، نسبت به این شکایات عکس العمل مثبت و دوستانه ای نشان دهند. به خاطر دارم که چند روز پس از ملاقات امیر خسرو افشار با مقامات ذیربط، ورق کاغذی که گویا در وزارت خارجه بریتانیا تحریر یافته بود به دست من رسید که بی شباهت به دستور العملی برای جلوگیری از اشاعه اخبار تحریف شده در بی بی سی و دیگر رسانه های عمده بریتانیا نبود.

ولی متاسفانه دیگر فرصت چندانی باقی نمانده بود و با روی کارآمدن دولت بختیار و خروج شاه از ایران، وضع به طور کامل عوض شد و فصل مجادلات بی بی سی با دولت شاهنشاهی ایران برای همیشه به پایان رسید

مهرداد خوانساری

وابسته مطبوعاتی سفارت ایران در لندن در زمان انقلاب ایران

روزشمار ۵۸ سال روابط ایران و بریتانیا

روابط پرفراز و نشیب ایران و بریتانیا، پس از وقایع مربوط به اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران، باز هم در مسیر سردی قرار گرفته است. در این مطلب نگاهی به ۵۸ سال روابط ایران و بریتانیا انداخته ایم

 

۱۹۵۱: دولت ایران شرکت نفت انگلیس- ایران را ملی کرد و به این ترتیب، جرقه مناقشه میان دو کشور زده شد.

۱۹۵۳: دولت محمد مصدق، نخست وزیر وقت ایران در کودتایی که تحت حمایت بریتانیا و آمریکا قرار داشت، سرنگون شد.

۱۹۷۹: در پی وقوع انقلاب اسلامی ایران، بریتانیا سفارت خود در تهران را تعطیل کرد و دیپلمات هایش را به دفتر حفاظت منافع بریتانیا در سفارت سوئد منتقل کرد.

۱۹۸۸: سفارت بریتانیا در تهران مجددا بازگشایی شد.

فوریه ۱۹۸۹: آیت الله خمینی، رهبر فقید ایران، فتوای قتل سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی را به اتهام ارتداد علیه اسلام صادر کرد. این موضوع به قطع روابط دیپلماتیک ایران و بریتانیا منجر شد.

سپتامبر ۱۹۹۰: روابط دو کشور مجددا برقرار شد اما در سطح کاردار محدود ماند.

مه ۱۹۹۷: محمد خاتمی رئیس جمهور ایران شد و روی کار آمدن او به تلاش هایی برای عادی سازی روابط میان دو کشور منجر شد.

سپتامبر ۱۹۹۸: روابط با بریتانیا به سطح سفیر برگشت. این پس از آن بود که دولت خاتمی موافقت کرد از ترغیب مسلمانان برای اجرای فتوای قتل سلمان رشدی خودداری کند.

ژانویه ۲۰۰۰: کمال خرازی، وزیر خارجه ایران، از لندن دیدار کرد.

سپتامبر ۲۰۰۱: جک استرا، نخستین وزیر خارجه بریتانیا بود که از سال ۱۹۷۹ به ایران سفر کرد. آن سفر به عنوان بخشی از تلاش ها برای ایجاد ائتلافی علیه طالبان در افغانستان انجام شد. آقای استرا پس از آن سه بار دیگر نیز عازم ایران شد.

فوریه ۲۰۰۲: روابط رو به بهبود بریتانیا با ایران پس از آنکه ایران، دیوید ردووی را به عنوان سفیر جدید بریتانیا رد کرده و او را جاسوس خواند، متحمل ضربه ای عمده شد.

ژوئن ۲۰۰۳: در خلال نگرانی های فزاینده بین المللی در این مورد که ایران ممکن است در صدد تولید سلاح های هسته ای باشد، بریتانیا ایران را ترغیب کرد درهای مراکز هسته ای خود را به روی بازرسی های دقیق تر بگشاید.

۲۱ اوت ۲۰۰۳: مقام های بریتانیایی هادی سلیمان پور، دیپلمات ایرانی را که از سوی آرژانتین در ارتباط با اتهامات تروریستی تحت تعقیب است، بازداشت کردند. ایران خواستار آزادی فوری آقای سلیمان پور و عذرخواهی دولت بریتانیا شد.

۲۷اوت ۲۰۰۳: علی آهنی، معاون وزارت خارجه ایران، برای ملاقات با جک استرا به بریتانیا سفر کرد. آقای استرا گفته بود نمی تواند در مسائل قضائی دخالت کند. ایران گفت امیدوار است کار به فراخوانی سفرا از پایتخت های متقابل نکشد، اما افزود که همه گزینه های قانونی و دیپلماتیک مد نظر است.

سپتامبر ۲۰۰۳: ایران سفیر خود را «برای رایزنی» از لندن فراخواند و در تهران گلوله هایی به سوی سفارت بریتانیا شلیک شد.

نوامبر ۲۰۰۳: ایران پس از میانجیگری وزیران امور خارجه بریتانیا، آلمان و فرانسه گفت برنامه غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق درمی آورد و اجازه بازرسی های سرزده از تاسیسات اتمی اش را به سازمان ملل می دهد.

مه ۲۰۰۴: یک رشته تظاهرات پی در پی بیرون سفارت بریتانیا در تهران انجام شد، که طی آن تظاهرکنندگان از نیروهای آمریکایی و بریتانیایی به دلیل نبرد در نزدیکی شهرهای مقدس شیعه در عراق انتقاد کردند.

۱۸ ژوئن ۲۰۰۴: بریتانیا، آلمان و فرانسه پیش نویس قطعنامه ای را در آژانس بین المللی انرژی اتمی تنظیم کردند که در آن ایران به دلیل همکاری نکردن با بازرسی های آژانس «مذمت» شد.

۲۱ ژوئن ۲۰۰۴: هشت ملوان بریتانیایی پس از آنکه ظاهرا قایق آنها در نزدیکی مرز عراق در آب های ایران سرگردان شده بود، توسط نیروی دریایی ایران بازداشت شدند. آنها سه روز بعد در پی مذاکره دیپلمات های بریتانیایی با مقام های ایرانی آزاد شدند.

۲۸ سپتامبر ۲۰۰۵: دانشجویان در ایران در اعتراض به نحوه عملکرد بین المللی نسبت به برنامه اتمی ایران، به سوی سفارت بریتانیا در تهران سنگ و کوکتل مولوتف پرتاب کردند.

۱۵ اکتبر ۲۰۰۵: انفجارهایی در شهر اهواز در جنوب غربی ایران باعث مرگ چهار نفر شد. ایران عوامل اطلاعاتی بریتانیا را در این مورد متهم کرد. بریتانیا این اتهام را رد کرد.

۲۵ژانویه ۲۰۰۶: ایران گفت بمبگذارانی که هشت نفر را در بمبگذاری های دیگر در اهواز کشتند، با سازمان های اطلاعاتی بریتانیا ارتباط داشتند.

۱۳ نوامبر ۲۰۰۶: تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا در یک سخنرانی تاکید کرد که نگرش بریتانیا نسبت به ایران ملایم تر نشده است.

۲۳ دسامبر ۲۰۰۶: شورای امنیت سازمان ملل با تصویب یک قطعنامه، تحریم هایی را به خاطر برنامه اتمی ایران بر آن کشور تحمیل می کند. بریتانیا از نویسندگان پیش نویس این قطعنامه بود.

۲۳ مارس ۲۰۰۷: به گفته وزارت دفاع بریتانیا، پانزده تن از پرسنل نیروی دریایی بریتانیا توسط نیروهای ایرانی در آب های خلیج فارس در نزدیکی سواحل عراق دستگیر شدند.

مارس۲۰۰۸: تعدادی از نمایندگان مجلس عوام بریتانیا به دولت این کشور هشدار دادند که ایران به دنبال دستیابی به سلاح اتمی است و به احتمال زیاد تا سال ۲۰۱۵ میلادی در موقعیتی خواهد بود که به سرعت خواهد توانست سلاح هسته ای تولید کند.

۹ ژوئیه ۲۰۰۸: دادگاه عالی لندن دادخواست بانک ملی لندن برای مستثنی شدن از تحریم های اتحادیه اروپا و جلوگیری از مسدود شدن داراییهایش را، رد کرد.

۲۵اکتبر ۲۰۰۸: ایران در نامه ای به دبیر کل سازمان ملل متحد و رئیس دوره ای شورای امنیت نسبت به سیاست های بریتانیا اعتراض کرد.

۲۴ نوامبر۲۰۰۸: وزیر خارجه بریتانیا برنامه هسته ای ایران را خطرناک توصیف کرده و خواستار همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس برای حل و فصل این مساله شده است.

۲۶ نوامبر ۲۰۰۸: ایران به سخنان اخیر وزیر خارجه بریتانیا در مورد برنامه های اتمی جمهوری اسلامی به شدت اعتراض کرد و آن را دخالت در امور داخلی خود دانست.

۲۸نوامبر ۲۰۰۸: دانیل جیمز، مترجم ارتش بریتانیا در افغانستان که به اتهام جاسوسی برای ایران مجرم شناخته شده بود، به ده سال حبس محکوم شد.

۱ دسامبر۲۰۰۸ : حسن قشقاوی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت که «انگلیسی‌ها در خط مقدم خصومت تاریخی علیه منافع ملت ایران» بوده‌اند اما تعطیلی سفارت این کشور در تهران «فعلا» در دستور کار ایران قرار ندارد.

۳ دسامبر ۲۰۰۸: الیزابت دوم، ملکه بریتانیا، طی سخنانی در مراسم سنتی گشایش دوره جدید قانونگذاری، گفت که کشورش رسیدگی موثر به نگرانی درباره برنامه هسته ای ایران را به طور جدی دنبال خواهد کرد.

۲۴ دسامبر۲۰۰۸: یک سخنگوی وزارت خارجه بریتانیا از پخش پیام تبریک کریسمس محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، از شبکه 4 تلویزیون این کشور انتقاد کرد.

۳۰ دسامبر ۲۰۰۸: دانشجویان بسیجی ایرانی به باغ تابستانی سفارت بریتانیا در تهران حمله کردند.

۳۰دسامبر ۲۰۰۸: آرشیو ملی بریتانیا اسنادی را منتشر کرد که نشان داد دولت این کشور و ایالات متحده تا پاییز ۱۳۵۷ بر این باور بودند که شاه در راس قدرت باقی خواهد ماند.

۲۰فوریه ۲۰۰۹: جان سورز، نماینده بریتانیا در سازمان ملل متحد از گفتگوهای پشت پرده بین ایران و غرب سخن گفته و اعلام کرد ایران به طور خصوصی به دخالت خود در حملات با بمب در عراق اذعان کرده و حتی پیشنهاد داده در برابر پایان دادن به این حملات، غرب از مخالفت با برنامه غنی سازی اورانیوم ایران دست بردارد.

۵ فوریه۲۰۰۹: یک نهاد آموزشی و فرهنگی موسوم به «شورای بریتانیا» گفت پس از مرعوب شدن کارمندانش در تهران توسط مقام های ایرانی، کلیه فعالیت های خود در آنجا را معلق کرد.

۷ فوریه ۲۰۰۹: سخنگوی دولت ایران ضمن تایید تلویحی احضار کارمندان ایرانی شورای فرهنگی بریتانیا، گفت که ایران هیچ منعی برای کار این شورا در نظر نداشته است.

فوریه ۲۰۰۹:همزمان با سی سالگی انقلاب اسلامی در ایران، دیوید میلیبند، وزیر امور خارجه بریتانیا در وبلاگ سایت اینترنتی این وزراتخانه از کشورهای غربی و ایران دعوت کرد که زندانی پیشینه روابط خود نباشند و روابط خود را بر اساس احترام متقابل و مشارکت و نه اختلاف نظر و برخورد پایه ریزی کنند.

۵مارس ۲۰۰۹: وزارت خارجه بریتانیا اعلام کرد که سایمون گاس به عنوان سفیر جدید بریتانیا در ایران به زودی جانشین جفری آدامز خواهد شد.

۳ ژوئیه ۲۰۰۹: احمد جنتی، در خطبه های نماز جمعه تهران اعلام کرد که تعدادی از کارمندان ایرانی سفارت بریتانیا در تهران، که در روزهای گذشته بازداشت شده بودند، به اتهام دست داشتن در ناآرامی های اخیر محاکمه خواهند شد.

۱۹ ژوئیه۲۰۰۹: مبلغ یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار از دارایی های ایران در بریتانیا بر اساس قطعنامه های تحریمی سازمان ملل متحد مسدود شد.

۲۹ ژوئیه ۲۰۰۹: تعدادی از کارمندان بازداشت شده سفارت بریتانیا در تهران که در جریان نا آرامی های پس از اعلام نتایج انتخابات دستگیر شده بودند، آزاد شدند.

۸ اوت۲۰۰۹: محاکمه دو کارمند محلی سفارت بریتانیا در تهران به اتهام جاسوسی و فراهم کردن شرایط برای اقدام به براندازی آغاز شد. این دادگاه همراه با محاکمه بازداشت شدگان وقایع پس از اعلام نتایج انتخابات ایران برگزار شد که طی آن شماری از سیاستمداران اصلاح طلب و دولتمردان سابق ایران نیز محاکمه می شوند

.

رئيس سازمان بسيج مستضعفين، مخالفان را به نقشه کشيدن برای آينده متهم کرد

محمدرضا نقدی، رئيس سازمان بسيج مستضعفين، مخالفان دولت را متهم کرد که به گفته او، برای انتخابات سال آينده نقشه می کشند که مردم را از حضور در انتخابات منع کنند يا اينکه دوباره آشوب ايجاد کنند
وی با ناميدن مخالفان به عنوان فتنه گران، گفت: آنها شرارت های بی شماری پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته انجام دادند
مقام های جمهوری اسلامی ايران، مخالفان دولت و  رهبران آنها، مير حسين موسوی و مهدی کروبی را فتنه گر می نامند.

تقویم

اوت 2017
د س چ پ ج ش ی
« مهٔ    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

برای مشترک شدن در این وب‌نوشت از راه رایانامه و دریافت آگاه‌سازی درباره‌ی نوشته‌های تازه، رایانشانی خود را وارد نمایید.

به 28 مشترک دیگر بپیوندید

دسته‌ها

Blog Stats

  • 127,485 hits