حسین شریعت مداری ( ملقب به حسین در به در اسمی که دوستان نزدیک وی صدایش میکنند ):ايران بر اساس حق مقابله به مثل مي تواند تنگه هرمز را ببندد


حسین شریعت مداری ( ملقب به حسین در به در اسمی که دوستان نزدیک وی صدایش میکنند ) مدیر مسول و سردبیر روزنامه کیهان که از شکنجه گران دوران لاجوردی خونخوار و نیروهای امنیتی است در طول سالهای اشغال با توسل به کتاب و مجلات و کمک دانشجویان سپاه مطلبی انتشار میدهد که نه سر دارد نه ته و در آن به واسطه خوش خدمتی به ولی‌ وقیح خود و از دست ندادن ویلای ۴ میلیاردی لواسانات و کارخانه لوازم یدکی خودرو که با مهندس رجال شریک است و خیلی‌ چیزهای دیگر، عرض اندامی با بی‌ اندامی خود می‌کند. در جدید‌ترین آنها گفته است که «ايران بر اساس حق مقابله به مثل مي تواند تنگه هرمز را ببندد» واقعا جای خجالت برای ایرانیها دارد که عده‌ای بیسواد که از استراتژی منطقه چیزی نمی‌دانند میخواهند با لات بازی و گردن کلفتی‌ حکومت کنند به قول یکی‌ از دوستان چه بسا این ماجرای دزدان دریایی زیر سر جمهوری اسلامی برای جولان دادن بیشتر در خلیج است به هر حال برای اینکه به اراجیف این مردک نگاهی‌ بیندازیم مطلب مستقیماً از سایت روزنامه کیهان آورده شده است مطالعه بفرمایید:
.
«روزنامه کیهان امروز شنبه 91/4/3 در ستون یادداشت روز خود نوشت:1- در مثنوی مولوی داستان عبرت انگیز و درس آموزی آمده است که شباهت بسیاری با چالش هسته ای این روزهای کشورمان دارد. ماجرای «شترمجنون» که پیش از این نیز به مناسبتی از آن یاد کرده ایم. مجنون در تب و تاب دیدار «لیلی» بر «ناقه» ای می نشیند و راهی دیار یار می شود. شتر اما، در شهر «کره »ای دارد که به غریزه مادری دل از آن برنمی دارد. مجنون در این اندیشه که به کوی لیلی برود و ناقه در اضطراب که از کره خود جدا نشود.

مجنون – به قول ملای رومی- چاره کار را در فرود آمدن از ناقه می بیند و اگرچه با تحمل سختی، ولی به پای خویش راه می پیماید و در کوی لیلی، به آرامش می نشیند.

2- اوایل دهه 80 و در گرماگرم نخستین سال های چالش هسته ای کشورمان با تروئیکای اروپایی- فرانسه، انگلیس و آلمان- و چند ماهی بعد از اجلاس اکتبر 2003 تهران، طی یادداشتی با اشاره مستند به کارشکنی ها و قانون گریزی های حریف، نتیجه گرفتیم که چالش هسته ای غرب با ایران اسلامی فقط یک بهانه است و این چالش را با استناد به شواهد و قرائن موجود، ادامه جنگ تحمیلی دانستیم که با تغییر شکل- و نه ماهیت- در عرصه ای دیگر کلید خورده و به جریان افتاده است. همان روزها نوشته بودیم، دست حریف از ارائه نمونه های قصور – FAILURE- یا تقصیر – BREACH- در فعالیت هسته ای کشورمان خالی است و از سوی دیگر، تنها ملاک و معیار آژانس بین المللی انرژی اتمی در بررسی فعالیت هسته ای کشورهای عضو NPT، موازین «فنی» و «حقوقی» است، و از این رهگذر پیش بینی کرده بودیم که آمریکا و متحدانش پرونده هسته ای کشورمان را به شورای امنیت سازمان ملل می فرستند و درباره علت آن، آورده بودیم که، ارجاع پرونده از آژانس به شورای امنیت سازمان ملل، میدان بررسی پرونده را از بستر «حقوقی و فنی» که تعریف شناخته شده و قابل محاسبه ای دارد به «بستر سیاسی» که معیار تعریف شده ای ندارد، منتقل می کند تا در این میدان تعریف نشده به حریف فرصت مانور بدهد.

آن روزها برخی از مسئولان محترم کشورمان، ابرو درهم کشیده و به کیهان اعتراض کردند که چرا «تخم بدبینی می افشاند!» و آقای «گری سیک» مشاور امنیتی رئیس جمهور آمریکا در مصاحبه ای کیهان را به «تندروی»! و «سنگ اندازی»! در مسیر مذاکرات متهم کرد. ولی آن پیش بینی به حقیقت پیوست و آمریکا و متحدانش برخلاف بند «c» از ماده 12 اساسنامه آژانس، پرونده هسته ای کشورمان را به شورای امنیت سازمان ملل فرستادند و ابتدا یک بیانیه و سپس چند قطعنامه پی درپی علیه ایران اسلامی صادر کردند!

3- اگرچه مذاکرات مسکو را به مفهوم رایج آن نمی توان «شکست خورده» ارزیابی کرد ولی با جرأت می توان گفت که اجلاس مسکو غیر از نمایش مقاومت و اقتدار ایران اسلامی و برخورد هوشمندانه و با صلابت تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان هیچ دستاورد قابل ملاحظه دیگری نداشته است و سخن این است که آیا همین اندازه از «دستاورد» می تواند توجیه کننده ادامه مذاکرات و یا ادامه آن در سطح و شرایط کنونی باشد؟! یادداشت پیش روی با استناد به دلایلی که در پی خواهد آمد، به این پرسش، پاسخ منفی می دهد و براین باور است که حریف در صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران کمترین تردیدی ندارد و مذاکره را فقط برای مذاکره می خواهد؛ چرا؟! اول آن که؛ با ادامه مذاکرات، چالش هسته ای علیه کشورمان را زنده نگاه می دارد و از آن به عنوان یک «دستاویز» برای به کارگیری اهرم های فشار استفاده می کند.

دوم این که؛ حجم انبوهی از ظرفیت نظام را که می تواند و باید صرف مدیریت امور داخلی، برنامه ریزی در عرصه های مختلف، چاره اندیشی برای مقابله با برخی از ناهنجاری ها- نظیر مبارزه با گرانی- و هدایت انقلاب های اسلامی منطقه شود، به چالش هسته ای اختصاص می دهد.

سوم آن که؛ اگر حق قانونی و منطقی جمهوری اسلامی ایران در فعالیت صلح آمیز هسته ای را بپذیرد، الگوی دیگری از پیروزی ناشی از مقاومت به دنیای بحران زده و در حال تغییر و تحول امروز، ارائه خواهد شد و این، یعنی اعتراف آمریکا و متحدانش به ناتوانی خود در باج خواهی و زورگویی. حالا تصور بفرمائید که این الگو چه نقش برجسته و مؤثری در شتاب بخشیدن به انقلاب های اسلامی در منطقه و موج بیداری ملت ها در عرصه بین المللی خواهد داشت؟

و چهارم و پنجم و…

4- اکنون به منظور اصلی این وجیزه نزدیک شده ایم و آن، این که، اگر می دانیم مذاکرات از نگاه حریف، فقط یک بهانه است، چرا، باید به حریف فرصت سوءاستفاده بدهیم؟! و چنانچه ادامه مذاکرات را بنا به دلایلی- که بعضا منطقی و عاقلانه نیز هست- ضروری می دانیم، چرا در سطح مقامات بلندپایه و در فاصله های کوتاه به آن تن بدهیم؟! خوشبختانه تیم مذاکره کننده کشورمان با درک هوشمندانه از ترفند حریف، مذاکرات بعدی مقامات عالی را به مذاکره در سطح کارشناسان موکول کرده و ظاهرا منوط به نتیجه آن دانسته است. این اقدام اگرچه درخور تقدیر است ولی پاسخ پرسش یاد شده نیست؛ چرا باید در میدان «مذاکره برای مذاکره» که حریف با ترفند مورد اشاره پیش پای ما گسترده است تن بدهیم؟! آمریکا و متحدانش که می دانند این پرسش می تواند ایران را از ادامه مذاکرات باز دارد، برای پیشگیری به دو ترفند «تهدید نظامی»! و «تحریم های سخت تر»! متوسل شده اند. بخوانید؛

5- درباره «تهدید نظامی»! و توخالی بودن آن، پیش از این گزارش های مستندی داشته ایم و در وجیزه پیش روی به همین اندازه بسنده می کنیم که امروزه آمریکا و متحدانش، مخصوصا رژیم جعلی اسرائیل به اعتراف استراتژیست های بلندآوازه خود و به گواهی شواهد غیرقابل انکار موجود، ضعیف تر و حقیرتر – تاکید می شود حقیرتر- از آنند که به این حماقت محض دست بزنند. این روزها آمریکا و اروپا با بحران شکننده و بی نظیر اقتصادی، جنبش فراگیر وال استریت که موجودیت نظام سرمایه داری را نشانه رفته است، تجربه شکست های مفتضحانه در عراق، افغانستان، جنگ33 روزه و 22 روزه، از دست دادن عقبه های استراتژیک در منطقه و ده ها بحران شکننده دیگر روبرو هستند. اسرائیلی که دو خط آبی روی پرچم خود را به نشانه سرزمین به اصطلاح موعود «از نیل تا فرات» جای داده بود، امروزه برای در امان ماندن از یورش مسلمانان فلسطینی، به دور خود دیوار بتونی کشیده اند و… اکنون به آسانی می توان حدس زد که حماقت حمله نظامی به ایران برای آمریکا و متحدانش چه فاجعه ای در پی خواهد داشت؟ به قول «نیویورکر»، در حالی که ایران «موشک سفینه بر» به فضا می فرستد، اروپا نیز نمی تواند از تیررس دور باشد و به قول «دویچه وله»، وقتی آمریکا و اسرائیل در جنگ 33 روزه و 22 روزه از گروه های مقاومت تحت حمایت ایران شکست می خورند، چگونه می توانند در مقابله با ایران جنگ دیده و برخوردار از رزمندگان فداکار و مجهز به مدرن ترین جنگ افزارها و حامیان فراگیر منطقه ای، پیروز باشند؟!

6- و اما، «تحریم های سخت تر»! اهرم دیگر آمریکا و متحدانش برای ادامه چالش هسته ای در بستر «مذاکره برای مذاکره» و اعمال فشار بر ایران اسلامی است. در این باره ضمن آن که به قول وزیر خزانه داری آمریکا، در دنیای اقتصاد آزاد، تحریم کشوری با گردش پولی سالانه نزدیک به 200 میلیارد دلار و حضور رقبای غیراروپایی و غیرآمریکایی امکان پذیر نیست و علاوه بر این که ایران تاکنون با 161 تحریم روبرو بوده و هست و کشورهای اروپایی و آمریکایی با وجود بحران بی سابقه اقتصادی، ضربه بیشتری از تحریم ایران دریافت می کنند و ده ها گفتنی دیگر. باید به این نکته نیز توجه داشت که دست جمهوری اسلامی ایران برای مقابله به مثل بسته نیست و این مقابله به مثل که حق قانونی و به رسمیت شناخته شده ایران در حقوق بین المللی است می تواند حریف را با ضربه سخت و هولناک و پشیمان کننده ای روبرو کند. از این میان به یکی از راهکارها در مقابل تهدید به تحریم نفتی ایران که قرار است از اول ژوئیه- 11 تیرماه عملیاتی شود اشاره می کنیم.

7- در حقوق بین الملل فصلی با عنوان «حق مقابله به مثل-RETALIATION» آمده است. در این فصل به کشوری که حق قانونی آن از سوی یک یا چند کشور دیگر نقض گردیده اجازه مقابله به مثل داده شده است. جمهوری اسلامی ایران بر این اساس و با استناد به این فصل از حقوق بین الملل، می تواند در واکنش به قطعنامه اتحادیه اروپا از حق «مقابله به مثل» استفاده کند و تنگه هرمز را به روی نفتکش هایی که برای کشورهای اروپایی تحریم کننده محموله نفتی حمل می کنند، ببندد. توضیح آن که کشورهای اروپایی یا هر کشور دیگری مجاز به خرید یا نخریدن نفت ایران است ولی قطعنامه اتحادیه اروپایی تاکید و تصریح دارد که این اقدام برای مقابله با جمهوری اسلامی و اعمال فشار بر این کشور تهیه و تصویب شده است بنابراین جمهوری اسلامی ایران نیز حق دارد در واکنش به این اقدام خصمانه از حق قانونی خود برای مقابله به مثل استفاده کند. باید توجه داشت که تنگه هرمز در آب های سرزمینی ایران قرار گرفته است و مطابق «کنوانسیون 1958 ژنو» و «کنوانسیون 1982 جامائیکا» که موضوع آن نظام حقوقی آبراهه های بین المللی و حق عبور کشتی هاست حق دارد و می تواند در صورت محروم شدن از صدور نفت خود، تنگه هرمز را به روی تمامی کشتی های نفتکش و حتی کشتی های حامل کالای تجاری یا تسلیحاتی ببندد بنابراین چنانچه ایران از صدور نفت خود محروم شود دلیلی ندارد که دیگران از تنگه ای که در آب های سرزمینی کشورمان است اجازه صدور نفت برای دشمنان تابلودار و متخاصم ما را داشته باشند.

در «ماده 14» از کنوانسیون بین المللی 1958 ژنو آمده است «کشتی های تمامی کشورها اعم از کشورهای ساحلی یا غیر آن می توانند از حق عبور و مرور بی ضرر برخوردار باشند» و در بند 4 از همان کنوانسیون تصریح شده «عبور و مرور کشتی ها تا جایی بی ضرر تلقی می شود که به آرامش، نظم یا امنیت کشور ساحلی آسیب نرساند» و در بند یک از ماده 16 آمده است «کشور ساحلی می تواند اقدامات لازم را برای جلوگیری از عبور و مروری که بی ضرر تشخیص نمی دهد، به عمل آورد» و…

همانگونه که ملاحظه می شود علاوه بر آن که «مقابله به مثل» با تحریم اتحادیه اروپا حق قانونی و شناخته شده ایران است، جمهوری اسلامی می تواند از عبور و مرور کشتی های نفتکش یا دارای محموله نظامی و تجاری که برای امنیت، نظم، آسایش و حقوق ملی کشورمان «بی ضرر» تشخیص داده نشود، جلوگیری کند. در بند 4 از ماده 14 و بند یک از ماده 16 کنوانسیون 1958 ژنو که در کنوانسیون 1982 جامائیکا نیز تکرار شده است، تصریح شده که تشخیص بی ضرر بودن عبور کشتی ها- در اینجا تنگه هرمز- برعهده کشور ساحلی- در اینجا ایران اسلامی- است.

اکنون باید پرسید چرا نباید از این حق قانونی خود استفاده کنیم؟! و در صورت اصرار 1+5 بر باج خواهی و فرصت سوزی، بی اعتنا به تهدیدهای آنان از ادامه مذاکرات خودداری ورزیم و مذاکرات را تنها با این شرط که بر حق قانونی کشورمان تاکید کرده و پرونده هسته ای ایران را مختومه کنند، ادامه دهیم؟»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

تقویم

ژوئن 2012
د س چ پ ج ش ی
« مهٔ   ژوئیه »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  

برای مشترک شدن در این وب‌نوشت از راه رایانامه و دریافت آگاه‌سازی درباره‌ی نوشته‌های تازه، رایانشانی خود را وارد نمایید.

به 28 مشترک دیگر بپیوندید

دسته‌ها

Blog Stats

  • 128,160 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: