از هندوستان تا جماران (داستان زندگی‌ خمینی) قسمت پنجم


تا آنجا گفتیم که خمینی به مدرسه احمدیه رفت ، ولی‌ شیطنت‌ها و تن‌ ندادن خمینی به درس زمان زیادی نبرد تا خمینی را از مدرسه اخراج کردند ، از طرفی وضع مالی خانواده خمینی روز به روز بدتر میشد بسیاری از اهالی اعتماد خود را از این خانواده گرفتند، خمینی به خانه برگشت این شد که شوهر خواهرش میرزا رضا نجفی که اصالتا عرب بود و پدر بزرگش با احمد جدّ خمینی از نجف آماده بود به خمین مسئول آموزش خمینی میشود ، کار که بیشتر از ۲ ماه دوام نیاورد ، خمینی به دنبال شیطنت بود و علاقه خاصی‌ به درس نداشت.مرتض (پسندیده) برادر بزرگ خمینی هم نتونست با این بچه که الان به سنّ ۱۱ سالگی رسیده بود و از نظر سوادی مانند بچه ۷ ساله بود کنار بیاید.

هیچ کس حاضر نمی‌شد به خمینی آموزش بدهد بر خلاف ادعاهای مختلف و عنوان نمودن اسامی معلمان وی مانند ، شیخ علی‌ محمد بروجردی ، شیخ محمد گلپایگانی ، عباس اراکی، تنها کسی‌ که باعث شد به زور فلک و کتک خمینی درس بخواند و بی‌ اندازه از وی می‌ترسید شیخ محمد گلپایگانی بود و در همین دوران حمزه محلاتی پسر خاله امیر علی‌ خان به خمینی خوش نویسی یاد میداد که چندی بعد به دلیل شک هاجر به این مرد به عنوان اینکه چشم ناپاک است با یک کتک مفصل از خانه بیرونش کردند.

به هر حال با هر جان کندنی بود خمینی دوره مقدماتی را گذراند و در سنّ سیزده سالگی درست زمان آغاز جنگ جهانی اول خمینی بر سر مجادله چاه آب با تفنگ سر پر یکی‌ از اهالی ده را مجروح کرد که به خاطر همین هاجر مجبور شد آخرین چاه آب زمین خود را به مرد روستایی بدهد تا رضایت بگیرد از این زمان به بعد خمینی طلبکاری خود را نسبت به اموال نداشته و غصب شده توسط پدر خود را شروع کرد هر روز در یک قسمت از ده‌‌‌ آشوبی بود ، میرزا معین حشمتی از امین‌های ده‌‌‌ هم دیگه راه به جایی‌ نمی‌برد و به احترامی که برای هاجر قائل بودند قضایا را رفع و رجوع میکردند . در همین دوران سربازان روس در آن منطقه به وفور دیده می‌شدند و این بود که امیر علی‌ خان و مرتضی(پسندیده) در معامله با آنها سود خوبی‌ به دست آوردند،تا اینکه بیماریهای مختلف از جمله وبا شیوع یافت، خانواده خمینی که به فکر منافع خود بودند بیشترین میش‌های منطقه را داشتند در نتیجه کمبود مواد لبنی از جمله ماست جان خیلی‌ها را گرفت ولی‌ قوای روس از لبنیات و گوشت کافی‌ برخوردار از طریق خانواده خمینی بودند ، نیروهای روس تعدادی از زمینهای از دست رفته خانواده که با زور و کلک توسط سید مصطفی به دست آماده بودند را به خانواده خمینی برگرداند و دو برادر بزرگ خمینی مالک آنها شدند ، قحطی و بیماریهای مختلف جان بسیاری از مردم را گرفت و در این میان هاجر مادر خمینی ، عمه خمینی و امیر علی‌ خان هم بی‌ نصیب نماند …… ادامه دارد …..

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

تقویم

ژوئن 2012
د س چ پ ج ش ی
« مهٔ   ژوئیه »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  

برای مشترک شدن در این وب‌نوشت از راه رایانامه و دریافت آگاه‌سازی درباره‌ی نوشته‌های تازه، رایانشانی خود را وارد نمایید.

به 28 مشترک دیگر بپیوندید

دسته‌ها

Blog Stats

  • 128,750 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: