جناب مرتضی‌ سرور و دوست گرامی‌، چرا دوبی‌؟


جناب مرتضی‌ سرور و دوست گرامی‌، چرا دوبی‌؟ آیا با این همه ادعاهای کشورک امارات در خصوص جزایر همیشه سه گانه ایران زمین و یا فعالیت برای تغییر نام خلیچ همیشگی‌ فارس ارزش این را دارد که ما مسبب درامد برای نه تنها خودمان بلکه این کشورک بشویم جناب مرتضی‌ سهم شما این است که امروز از این سود بگذارید تا فردا نام شما با ایران مانند خلیج فارس جاودانه بماند .

کشور ایران و مردم ایران نیاز به حمایت افرادی دارند که نام آور برای ایرانیان هستند و امروز نوبت شماست برای پاسخ به تاریخ

دوست شما کیوان امینی

جنایتکاران حکومت اشغالگر اسلامی در زندانهای استان تهران


جنایتکاران حکومت اشغالگر اسلامی در زندانهای استان تهران

زندان غفور در نزدیکی‌ بندر درگاهان قشم و با ظرفیت ۲۰۰ نفر برای تبعید آزادیخواهان سیاسی ساخته شده است


زندان غفور در جزیره‌ قشم توسط مرتضی‌ بختیاری وزیر دادگستری و غلامحسین اسماعیلی به مراکز خاموش سازی مبارزان ایران زمین اضافه شد ، زندان غفور در نزدیکی‌ بندر درگاهان قشم و با ظرفیت ۲۰۰ نفر برای تبعید آزادیخواهان سیاسی ساخته شده است . این زندان در داخل یک ساختمان پوششی مربوط با منطقه آزاد قشم است ، گفته میشود داراب بوشهری فرزند رئیس اسبق سازمان منطقه آزاد قشم در دهه ۷۰ پیمانکار ساخت این زندان بوده است

امروز آنان که در اخورهای مختلف مشغول هستند نمی‌دانند که امثال رونقی برای ایران بیش از آنها ارزش دارد

همسو نبودن با بازی از جریانات و مافیای سیاسی که از واقعیت هدف خود جدا شده اند باعث لطمه خوردن به بدنه جوانان برومندی همچون حسین رونقی میگردد ، جوانی‌ که خود ساخته و متکی‌ به باورهای خود اندیش برای آزادی وطن رو در روی حکومتی پر از سیاهی قرار گرفته و امروز آنان که در اخورهای مختلف مشغول هستند نمی‌دانند که امثال رونقی برای ایران بیش از آنها ارزش دارد، ولی‌ ما نمیگذاریم صدای مظلومیت حسین رونقی سانسور شود.
سید حسین رونقی ملکی (زاده ۱۴ تیر ۱۳۶۴ در ملکان) فعال حقوق بشر، وبلاگ نویس، زندانی سیاسی و مسئول کمیته مبارزه با سانسور در ایران «ایران پروکسی» است و هم چنین دارای سابقه بازداشت و زندان می‌باشد.حسین رونقی با نام مستعار بابک خرمدین در ایران به وبلاگ نویسی می‌پرداخت، وی همچنین در زمینه برنامه‌نویسی و ساخت وبلاگ و عبور از فیلترینگ تخصص داشته و در زمینه مبارزه با سانسور در فضای سایبری ایران تلاش‌های گسترده‌ای انجام داده است. این فعال حقوق بشر آذری زبان، زاده شهر ملکان در آذربایجان شرقی و دانشجوی رشته نرم افزار کامپیوتر دانشگاه آزاد اراک است.
حسین رونقی ملکی درتاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ همراه برادرش حسن رونقی ملکی در منزل پدری‌اش در شهر ملکان در آذربایجان شرقی بازداشت شد. بازداشت برادر وی به خاطر اعمال فشار بر روی وی برای اخذ اعتراف و قبول اتهامات صورت گرفت. رونقی و برادرش در زندان شدیدا تحت فشارهای جسمی و روحی قرار گرفتند، تا جایی که بنا بر گفته‌ی خانواده‌اش حسن رونقی ملکی در اثر شکنجه‌ها از ناحیه مهره‌های پشت گردن آسیب دید. برادر وی یک ماه بعد با قرار وثیقه‌ای ۸۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

در تاریخ ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۸ روزنامه‌ کیهان با انتشار گزارشی در مورد وی اتهامات سنگینی را متوجه این وبلاگ‌نویس کرد. در این گزارش وی متهم به اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با سازمان‌های خارج از کشور و پول گرفتن از آنان متهم شده بود.

تداوم فشارها بر روی وی در سلول‌های انفرادی برای اخذ اعتراف تلویزیونی موجب آن شد که رونقی در تاریخ سوم خرداد ماه ۱۳۸۸ دست به اعتصاب غذا زده و بار دیگر به سلول انفرادی منتقل شود. پس از اعتصاب غذایش پدر و مادر این وبلاگ‌نویس برای پیگری وضعیتش به تهران مراجعه کردند اما هیچ خبری از فرزندشان به دست نیاورده‌ و مسئولین قضایی پاسخی به آن‌ها ندادند. درپی شنیدن جواب منفی برای ملاقات حضوری از سوی دادستان تهران، مادر حسین رونقی همزمان با فرزندش تصمیم به اعتصاب غذا گرفت تا این که وی پس از نزدیک به دو هفته اعتصاب غذای خود را شکست.

حسین رونقی در مرداد ماه ۱۳۸۸ بار دیگر برای انجام مصاحبه تلویزونی شدیدا تحت فشار قرار گرفت به طوری که مجبور شد بار دیگر برادی نزدیک به ۱۰ روز دست به اعتصاب غذا بزند. این امر موجب قطع تماس‌های تلفنی وی از سوی بازجویان با خانواده‌اش شد.

درتاریخ هفتم شهریور۱۳۸۹، با مخالفت بخش «سایبری سپاه» قرار بازداشت موقت حسین رونقی بعد از نزدیک به ١٠ ماه بازداشت برای یک ماه دیگر تمدید شد، این در حالی بود که برای وی وثیقه‌ای معادل ۳۰۰ میلیون تومان نیز به دادگاه ارائه شده بود، اما قاضی پیر عباسی ریاست شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به خاطر مخالفت اطلاعات سپاه از آزادی وی جلوگیری کرد.

حسین رونقی از ناراحتی کلیوی رنج می‌بردو با تشدید بیماری کلیوی حسین رونقی وضعیت وی رو به وخامت بود این در حالی است که علی رغم توصیه مسئولین بهداری زندان، نهادهای امنیتی به او اجازه نداده اند که به بیمارستان منتقل شود.

در اسفند ماه ۱۳۸۹ نهادهای امنیتی خانواده‌ی این وبلاگ‌نویس را تحت فشار قرار داده و حکم جلب مادر رونقی را به عنوان مطلع صادر کردند.

وی در تاریخ ۱۹ تیر ماه ۱۳۹۰ در نامه‌ای به دادستان تهران خواستار مرخصی استعلاجی خود شد. وی در این نامه نوشت: «بیش از سیزده میلیون تومان برای درمان نارسایی های کلیوی فقط برای بازگشت سلامتی من هزینه شده و عدم رسیدگی‌های ضروری و مراقبت‌های لازم نه فقط هزینه گزاف درمان و عمل جراحی را به هدر می‌دهد بلکه وضعیت جسمانی و سلامتی‌ام را نیز به سوی شرایط وخیم و خطرناک سوق می‌دهد. این امر نه فقط برای من که برای خانواده‌ام نیز غیر قابل تحمل است. به این دلیل هر چند تاکنون در برابر حکم ناعادلانه دادگاه سکوت کرده‌ام اما این بار به حکم وجدان و عقل در برابر به خطر افتادن سلامتی‌ام سکوت نمی‌کنم.»

رونقی در مرداد ماه ۱۳۹۰ نامه‌ای دیگر به دادستان تهران نوشت و طی آن از وضعیت بد خود و زندان و فشارهای نهادهای غیرقانونی در زندان سخن گفت: «آقای دادستان! یادتان هست گفتم شرایط دسترسی به تغذیه مناسب و دارو، کلینیک تخصصی و محیط‌های آرام برای استراحت من فراهم نیست. در مقابل شما چه گفتید؟ تنها پاسخ دادید که به دلیل مخالفت سپاه نمی‌توانید مرا به مرخصی اعزام کنید. یادتان هست در ملاقات‌های پیشین گفته بودید که اگر پزشکی قانونی با اعزام تو به مرخصی موافقت کند، تو را به مرخصی می‌فرستیم. بعد از صحبت‌های شما تحقیق کردم و دیدم که سه ماه قبل از اظهارات جنابعالی، پزشکی قانونی موافقت خویش را با اعزام من به مرخصی اعلام کرده و برای شما فرستاده بود‌‌ همان وقت هم به‌ شما گفتم که این نهادهای امنیتی هستند که تشخیص می‌دهند چه کسی و چگونه تحت درمان قرار گیرد.»

این نامه سبب شد که وی در تاریخ ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۰ مورد ضرب و شتم در زندان قرار بگیرد. بر اثر این ضرب و شتم وی به بیمارستان طالقانی در تهران منتقل شده و چندین ساعت را در بیهوشی به سر برد. رونقی در همان شب در حالی که از وضعیت مناسبی برخوردار نبود به زندان اوین بازگردانده شد و از داشتن مرخصی محروم بود.

حسین رونقی در تاریخ ۴ آبان ماه ۱۳۹۰ به دلیل عدم انتقال به موقع به بیمارستان و عدم مرخصی استعلاجی یک کلیه خود را از دست داد و تحت عمل مجدد قرار گرفت.

او در پی مداخله اطلاعات سپاه پاسداران در پرونده خود و ممانعت از دریافت مرخصی استعلاجی در آذر ماه ۱۳۹۰ دست به اعتصاب غذای نامحدود زد.

تصویر اعتراض همجنسگریان ایران در اعتراض به اعدام

ابراهیم یزدی نامی‌ آشنا در خیانت به سرزمین ایران


ابراهیم یزدی نامی‌ آشنا در خیانت به سرزمین ایران ، نامی‌ که هنوز عده‌ای به عنوان قهرمان از این خیانتکار نام میبرند . ابراهیم یزدی مسول اعدامهای اول اشغال ایران توسط حکومت اسلامی، تسخیر سفارت اسرائیل و تحویل آن به یاسر عرفات، درخواست کمک نقدی برای سازمان الفتح ،عقد قرار داد با کارلوس تروریست معروف برای ترور شاهنشاه اریامهر فقید که مورد قبول کارلوس قرار نگرفت، آغاز کمک مالی‌ به سوریه برای عملیات تروریستی در زمان حافظ اسعد ، و ارائه طرح اشلی از سیستم کمونیستی شوروی به دولت موقت ابراهیم یزدی بی‌ شک یکی‌ از بزرگترین خائنین به ایران است ، مردابی که خود درست کرده بود حال خودش در آن گرفتار شده است

7 خرداد برابر با 27 مه شانزدهمین سالگرد ترور دکتر کورش آریامنش بدست مزدوران اسلام در پاریس است


زنده یاد دکتر کورش آریامنش استاد پیشین بزه شناسی دانشگاه تهران ودستیار وزارت آموزش وپرورش پیشینه ای بس درخشان از خود بر جای نهاده که خود دفتری جداگانه است.!
او در روز 17 دی ماه 1314 برابر با سال 2645 ایرانی در شهر توس زاده شد.!
دبستان و دبیرستان را در زادگاهش گذرانده – خدمت سربازی را با پایه ستوان یکمی پیمود وسپس وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز گردید.!
پس از پایان دوره دانشکده در سال 1338 برابر با سال 2667 ایرانی با همسر وتنها فرزندش راهی پاریس شد.!
در سال 1343 برابر با سال 2672 ایرانی دکترای خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرد ودو سال پس از آن در رشته جامعه شناسی کیفری دکترای دانشگاهی گرفت .!
همچنین در سال 1348 برابر با سال 2679 ایرانی دکترای دولتی در رشته بزه شناسی را نیز در سوربن بدست آورد
و درتاريخ 27/May/1996 پاریس برابر با 7 خرداد ماه 1375 برابر با 2706 ایرانی در شهر پاریس بدست مزدوران اسلامی ترور شد
نمونه دیگری از کارنامه پیشین دکتر کورش آریامنش چنین است
1- جرم شناسی
2-کیفر شناسی
3-جامعه شناسی کیفری
4-رابطه کرومزوم با جنایت
5-زن کشی در لوای قانون
6-رابطه رادیو تلویزیون با جنایت
7-رابطه مطبوعات وجنایت
8- رابطه سینما وجنایت
9- نقش آموزش وپرورش در پیشگیری از جنایت
10- ارتباط الکل با جنایت
11- در باره بی عدالتی های در دادگستری ایران
12-سنگسار زن ایرانی
وبسیاری از پژوهشهای دیگر وهم چنین نشر روزنامه پیام ما آیندگان که موجب خشم تروریست های آخوندی و عوامل مزدورشان را بر انگیخت
7 خرداد برابر با 27 مه
شانزدهمین سالگرد ترور دکتر کورش آریامنش بدست مزدوران اسلام در پاریس است

از هندوستان تا جماران(داستان زندگی‌ خمینی ) قسمت سوم


بعد از کشته شدن سید مصطفی ، مادر خمینی» هاجر» ، «منیر اقدس» که همسر دیگر سید مصطفی بود را از خانه بیرون کرد و» منیر اقدس» به زادگاهش تفرش برگشت. «هاجر» خیلی‌ زود توانست کنترل اوضاع را به دست بگیرد از طرفی هنوز برای مردم ساده لوح «هاجر» به عنوان همسر آقا سید بود، هاجر دارای دو فرزنددختر بنام مولودآغا خانم و فاطمه و سه فرزندپسر به نام‌های مرتضی، نورالدین و روح‌الله بود
فرزندان به‌ترتیب تولد: مولودآغا خانم (متولد ۱۳۰۵ قمری)، فاطمه (متولد ۱۳۱۲ قمری)، مرتضی (متولد ۱۳۱۳ قمری) و نورالدین (متولد ۱۳۱۵ قمری) و روح‌الله، پنجمین و آخرین فرزند (متولد ۱۳۲۰ قمری) می‌باشند
خمینی به دلیل اینکه مادرش شیر نداشت به خاطر همین از یک دایه به نام خاور استفاده کرد اما خاور کی‌ بود؟ خاور زن سوم امام قلیخان همدست ناصر خان بود که توسط نیرو‌های امنیه خمین چند ماه قبل از کشته شدن سید مصطفی کشته شده بود و زنش که حامله بود به خانه سید مصطفی آمده بود و در آنجا به کلفتی مشغول بوده است این دختر ۱۶ ساله بعدها نقش بسیار مهمی‌ را در زندگی‌ خمینی بازی کرد. و اما در این دوران امیر علی‌ خان که به پسندیده شهرت داشت توسط عمه خمینی ( خواهر سید مصطفی) برای مباشرت در امور املاک سید مصطفی به هاجر معرفی‌ شد
امیر علیخان مورد توجه هاجر بود ولیکن به دلایل مختلف هاجر نمیتوانست به این فرد نزدیک شود البته ، امیر علی‌ خان آنقدر مورد توجه بود که در زمان سر شماری عمومی‌ سید مرتضی بعدها نام خود را به پسندیده تغییر میدهد
امیر علی‌ خان خیلی‌ زود کنترل اوضاع را به دست گرفت ،تا آنجا که به عنوان پیش نماز و مجتهد مورد احترام مردم قرار گرفت حال آنکه ، امیر علی‌ خان به خانه یکی‌ از ارامنه ده‌‌‌ لیلیان به نام پطرس رفت و آمد داشت چون اکثر اهالی لیلیان از ارامنه بودند و به قالی بافی‌ شهرت داشتند، پطرس هم پیاله امیر علی‌ خان بود تا آنجا که این موضوع درز پیدا کرد و هاجر در اینجا به کمک امیر علی‌ خان رسید و نامبرده را از اتهام نجات داد
هاجر برای اینکه هم خود را از اتهام به دور نگاه دارد هم امیر علی‌ خان را، خاور را به عقد امیر علی‌ خان در آورد
.ادامه دارد…..کیوان امینی

هدی نام طرح وزارت اطلاعات برای نفوذ در سرویس‌های غربی و تشکلهای سیاسی بود

هدی نام طرح وزارت اطلاعات برای نفوذ در سرویس‌های غربی و تشکلهای سیاسی بود .
در پایان سال ۱۳۷۸ به پیشنهاد مجید امینی از مامورین اسبق وزارت اطلاعات در اروپا طرحی به معاونت ضدّ جاسوسی وقت ارائه داد که به تصویب رسید به موجب این طرح کلیه واحدهای امنیتی وظیفه همکاری داشتند . عملکرد طرح بدین صورت شکل میگرفت افرادی خاص انتخاب میشدند و با استفاده از نقطه تزلزل این افراد و برسی‌ تمامی‌ جوانب از فرد مذکور یک مبارز ، وبلاگ نویس ، ژورنالیست به وجود میاوردند و با استفاده از عوامل نفوذی خود جاسوس‌های خود را مطرح می‌ساختند و پس از مدتی‌ با هماهنگی‌ لازم آنها را به بهانه دستگیر میکردند فرد در پروژه کاملا توجیه بوده است که هیچ کس نباید از این مطلب چیزی بداند حتا عوامل اطلاعاتی‌ خارج از این عملیات یا حتا قاضی بنابرین در بسیاری از موارد خانواده این افراد دچار مشکل میشدند.
در زندان در واحد فرهنگ که به ترتیب حسین زده ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۹ علائی ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۶ ایزدپرست ۱۳۸۶ تا کنون مسئولین این واحدها بودند مسئولیت کنترل و هدایت این افراد و جمع آوری اطلاعات آنها از زندانیان سیاسی و چگونگی‌ عملکرد آنها را به عهده داشتند.
مسئولین این واحد مستقیماً با زیر مجموعه گلوگاهای وزارت در ارتباط هستند که در پایان مأموریت خود به پست‌های معاونتی دست پیدا میکنند برای مثال حسین زاده معاونت فرهنگی‌ اداره کلّ و علائی معاونت اداری را به عهده گرفتند .
مهدی ایزدپرست برادر سردار ایزدپرست است که در صنایع دفاع مسول حفاظت واحد تولید موشکی است مشهدی است و ظاهری انسان دوست دارد جمع آوری مبارزین سیاسی در واحد فرهنگی‌ زندان اوین با همین اصول انجام میشود .
پس از مدتی‌ وزارت با استفاده از عوامل خود در رسانه‌ و رادیوهای غربی اسم این افراد را به قدری بزرگ می‌کند که حتا دولتمردهای غربی حمایت خود را از اینها اعلام میکنند و در اینجا است که بعد از مدتی‌ با یک مرخصی سوری و یا یک طرفند دیگر این افراد را از زندان خارج و راهی‌ غرب میکنند و اینجا آغاز عملیات این افراد است.
بسیاری از مبارزین سیاسی حتا فرصت خارج شدن از زندان را سالها به دست نمی آورند و یا از دست میروند .
بعضی‌ از دوستان آنقدر راحت جاسوسان را معرفی‌ میکنند که جای هزاران علامت سؤال دارد حال آنکه واقعاً کار بسیار مشکلی‌ است که بتوان منجوق سفید تقلبی را از اینهمه منجوق اصلی‌ جدا کرد .
متأسفانه اینها بر خوردند و تا رو بازی نکنند نمی‌شود دستشان را خواند پس باید آهسته و پیوسته حرکت کرد.
درحالی‌ که افرادی مانند حسین رونقی این جوان مبارز با بالاترین فشارهای امنیتی قرار دارد ولی‌ میبینیم هیچ سخنی از آن در میان نیست بله این افراد گمنام مبارزین واقعی‌ هستند نه آنان که رو انتنهای صدای آمریکا و بی‌ بی‌ سی‌ میروند و بعد هم رو صندلیهای آنجا مینشینند حالی‌ که افرادی مانند حسین رونقی این جوان مبارزتحت بالاترین فشارهای امنیتی قرار دارد ولی‌ میبینیم هیچ سخنی از آن در میان نیست بله این افراد گمنام مبارزین واقعی‌ هستند نه آنان که رو انتنهای صدای آمریکا و بی‌ بی‌ سی‌ میروند و بعد هم رو صندلیهای آنجا مینشینند عکس مربوط به مهدی ایزدپرست

تصویر بازداشتگاه مخفی‌ امیر سپاه قدس در دمشق

بازداشتگاه امیر سپاه قدس که از سال ۱۳۸۴ در دمشق با اداره مخابرات سوریه ( اداره اطلاعات سوریه) همکاری دارد و تا قبل از حرکات دموکراسی در سوریه برای نگهداری افراد ربوده شده یا گروگانهای عملیات تروریستی استفاده میشد در حال حاضر مرکز اعتراف گیری از آزادی خواهان سوری می‌باشد.این مرکز که در منطقه زینبیه شهر دمشق قرار دارد کاملا مخفی‌ و دارای حفاظت نامحسوس است ، تصویر این بازداشتگاه توسط نیروهای مردمی در اختیار آژانس خبری پارسیان قرار داده شده است

پیشین ورودی‌های دیرین

تقویم

مه 2012
د س چ پ ج ش ی
« آوریل   ژوئن »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

برای مشترک شدن در این وب‌نوشت از راه رایانامه و دریافت آگاه‌سازی درباره‌ی نوشته‌های تازه، رایانشانی خود را وارد نمایید.

به 28 مشترک دیگر بپیوندید

دسته‌ها

Blog Stats

  • 127,485 hits