لبنان ایرانی‌ چگونه متولد شد

طی دوران‌ سلطه‌ خمینی‌، ایران‌ همچنان‌ بر سر صدور انقلاب‌ اسلامی‌باقی مانده‌ بود.هدف‌ جمعی و کلی ایرانیان‌، اصولاً مهدودیت‌ باوری بود، با سرنگونی‌شاه‌ و پدید آوردن‌ انقلاب‌ اسلامی این‌ کار خدا در زمین‌ بود و این‌ در همه‌جهان‌ اسلام‌ توسعه‌ می‌یابد و سپس‌ در بین‌ همه‌ ملت‌های جهان‌.پس‌ در ایام‌ جنگ‌، اصول‌ مشابهی که‌ تهران‌ به‌ عنوان‌ سلاح‌ دفاعی به‌ کارمی‌برد تا دیگر کشورهای خلیج‌ را تحت‌ فشار بگذارد که‌ آنان‌ از حمایت‌ عراق‌دست‌ بردارند.در دیگر اوقات‌، صدور انقلاب‌، عنصر اصلی سیاست‌ خارجی ایرانیان‌شد، راهی برای تهران‌ برای نفوذ در بعضی از نقاط‌ جهان‌ که‌ در غیر این‌صورت‌ در برخی از مناطق‌ هم‌ موفق‌ نبود.سرانجام‌، صدور انقلاب‌، تنها به‌ عنوان‌ (و خصوصاً خمینی‌) تنفر ناشی ازوسواس‌ نسبت‌ به‌ آمریکا و اسراییل‌، به‌ کار گرفته‌ شد.راهی بود که‌ ایران‌ می‌توانست‌ به‌ شیطان‌ بزرگ‌ و کوچک‌ حمله‌ور شود وآن‌ را به‌ باد ناسزا و اهانت‌ بگیرد و این‌ از راه‌هایی که‌ حاکی از قدرت‌ ایران‌ وضعف‌ ما است‌، انجام‌ می‌شود.آنگاه‌، مدتی کوتاه‌ پس‌ از انقلاب‌، ایران‌ با ارشاد و پول‌ از گروه‌های شیعیان‌تندرو در بحرین‌، کویت‌، عربستان‌ سعودی و عراق‌ حمایت‌ می‌کرد. به‌ این‌امید به‌ آنان‌ کمک‌ می‌کرد که‌ از زیر یوغ‌ استبداد و بیدادگری رها شوند وجامعه‌ اسلامی واقعی را تشخیص‌ دهند…ایرانیان‌، کمپی را در پارک‌ منظریة‌ تهران‌، نزدیک‌ محل‌ اقامت‌ خمینی درجماران‌، به‌ وجود آوردند، برای آموزش‌ تروریستی با اسلحه‌های کوچک‌ ووسایل‌ انفجاری‌، خصوصاً چگونه‌ به‌ عملیات‌ انتحاری دست‌ بزنند.در سال‌ ١۹۷۹ و باز هم‌ سال‌ ١۹٨٠، ایرانیان‌ از اکثریت‌ شیعیان‌ واقع‌ دراستان‌ الحسه‌ در شرق‌ عربستان‌ سعودی حمایت‌ کردند، که‌ درست‌ در جایی‌رخ‌ داد که‌ اکثر میادین‌ نفتی عربستان‌ در آنجا واقع‌ شده‌اند..

در سال‌ ١۹٨١، ایران‌ شورای عالی انقلاب‌ اسلامی در جهان‌ را تشکیل‌داد و پاسداران‌ دفتر حرکت‌ آزادی را به‌ رهبری مهدی هاشمی ـ داماد و وارث‌ظاهری آیت‌ا… خمینی‌، آیت‌ا… منتظری ـ تشکیل‌ دادند..در ماه‌ دسامبر آن‌ سال‌، بحرین‌ طرح‌ کودتایی را کشف‌ و خنثی کرد و ١۵٠شیعه‌ را دستگیر کرد که‌ خود را جبهه‌ اسلامی آزادسازی بحرین‌ می‌نامیدند وبراساس‌ حمایت‌ تهران‌ چنین‌ کرده‌ بودند..
در سال‌ ١۹٨٣، طرح‌ کودتای دیگری در قطر کشف‌ شد که‌ باز هم‌مشکوک‌ و مظنون‌ به‌ دخالت‌ ایران‌ بودند..پاییز آن‌ سال‌، در ایام‌ حج‌، خمینی فراخوان‌ قیام‌ اسلامی و پیکار در راه‌دین‌ را صادر کرد، و آن‌ را جهاد نامید. منتظری‌، سعودی‌ها را «یک‌ مُشت‌عیاش‌ مزدور» نامید و پرسید «تا کی باید شیطان‌ بر خانه‌ خدا حکمرانی‌کند؟»..برای ۵ سال‌ بعد از آن‌، حجاج‌ ایرانی در ایام‌ حج‌، علیه‌ سعودی‌ها وآمریکا، آشوب‌ به‌ راه‌ می‌انداختند و تظاهرات‌ و بلوا به‌ پا می‌کردند.در سال‌ ١۹٨۷، تظاهرات‌ ضدآمریکایی حجاج‌ ایرانی به‌ ضرب‌ و شتم‌ درمسجد بزرگ‌ ـ حرم‌ ـ تبدیل‌ شد و سرانجام‌ کار به‌ تیراندازی نیروهای امنیتی‌سعودی کشید و در نتیجه‌ ۴٠٢ نفر کشته‌ شدند..البته‌، هیچ‌ کس‌ در ساختار قدرت‌ ایران‌ صدور انقلاب‌ را بر دیگر اهداف‌ترجیح‌ نمی‌داد. بسیاری از عملگرایان‌ که‌ به‌ خمینی توصیه‌ می‌کردند که‌ جنگ‌را تمام‌ کند، پس‌ از خلع‌ ید و اخراج‌ نیروهای عراقی از خاک‌ ایران‌ در سال‌١۹٨٢، همچنان‌ سعی در تعدیل‌ رفتار خارجی ایران‌ داشتند برای هراس‌ ازتاثیر جنگ‌ ایران‌ برای ایجاد نوعی تلاش‌ و فعالیت‌ و حمایت‌ بین‌المللی ازصدام‌ و به‌ انزوا کشانیدن‌ ایران‌ به‌ وجود بیاید.عملگرایان‌ قادر بودند که‌ گاه‌ آیت‌ا… را قانع‌ کنند که‌ اندکی لفاظی‌ها را کناربگذارد و گارد انقلابی را مهار کند ـ که‌ مهم‌ترین‌ ابزار و وسیلة‌ صدور انقلاب‌به‌ جاهای مختلف‌ بودند ـ و به‌ نشانه‌ ترک‌ خشونت‌ شاخه‌ زیتونی به‌کشورهای مختلف‌ نشان‌ دهد.هرچند که‌ ـ اگر نگویم‌ چند ماه‌، اما ـ اصولاً چند هفته‌ طول‌ می‌کشید تاآنان‌ بتوانند خمینی را قانع‌ کنند که‌ چنین‌ کاری انجام‌ دهد و نوعی رادیکال‌هامی‌توانستند که‌ خمینی را وادارند که‌ وارونه‌ عمل‌ کند.صدام‌ به‌ اهمیت‌ این‌ اعتقاد صدور انقلاب‌ در بین‌ رهبریت‌ ایران‌ ـ در بهار١۹٨٢ ـ به‌ چسبید و تقلا کرد که‌ راه‌هایی بیابند که‌ حمله‌ قریب‌الوقوع‌ ایرانیان‌به‌ عراق‌ را منحرف‌ و یا آنان‌ را از انجام‌ آن‌ منصرف‌ کنند.سپس‌ در ماه‌ مه‌ ١۹٨٢، او دستور ترور سفیر اسراییل‌ در لندن‌، شولوم‌آرگو را صادر کرد.

توجیه‌ و دلیل‌ او برای انجام‌ چنین‌ کاری در واقع‌ انجام‌ کاری علیه‌ اسراییل‌و جنگ‌ علیه‌ ایران‌ بود. در خاورمیانه‌ روشن‌ است‌ که‌ جناح‌ راست‌ که‌حکومت‌ را در اسراییل‌ در دست‌ گرفت‌، مشتاق‌ و خواهان‌ حملات‌ گسترده‌ به‌لبنان‌ بود که‌ سعی کند که‌ سرزمین‌ PLO را پاکسازی کند، که‌ منبع‌ و پایگاه‌حملات‌ علیه‌ اسراییل‌ شده‌ بود. صدام‌ چنین‌ محاسبه‌ کرد که‌ قتل‌ آرگو کافی‌است‌ برای حمله‌ به‌ اسراییل‌ را راه‌اندازی کند و او فقط‌ درستی انتظارات‌ رااثبات‌ کرد.

هرچند، او درباره‌ روابط‌ که‌ بسیار برای او اهمیت‌ داشت‌ اشتباه‌ کرد، که‌هراس‌ خمینی از اسراییل‌ موجب‌ شد که‌ او حمله‌اش‌ به‌ عراق‌ را اعلام‌ کند وبه‌ جای آن‌، در مسیر دیگری‌، ارتش‌ ایران‌ را علیه‌ اسراییل‌ هدایت‌ کند.خمینی در جریان‌ دخالت‌ اسراییل‌ در لبنان‌، مداخله‌ کرد، اما او جنگ‌ علیه‌عراق‌ را متوقف‌ نکرد، بلکه‌ به‌ جای آن‌، او راهی دیگر برای جنگ‌ علیه‌اسراییل‌ در لبنان‌ پیدا کرد و اعلام‌ کرد که‌ نظامیان‌ او به‌ اورشلیم‌ پیشروی‌خواهند کرد، اما از راه‌ کربلا (در عراق‌)، نه‌ بیروت‌..در ۶ ژوئن‌ ١۹٨٢، در پاسخ‌ به‌ ترور سازماندهی شده‌ عراق‌ در لندن‌،اسراییل‌ حملات‌ گسترده‌ ـ که‌ دور از انتظار هم‌ نبود ـ علیه‌ لبنان‌ آغاز کرد.اسراییل‌ دو هدف‌ داشت‌؛ نجات‌ کشورش‌ از فلسطینی‌ها و سلطه‌ کشوری‌جدید با هم‌پیمانانشان‌ در جامعة‌ مسیحیان‌ مارونی ـ فرقه‌ای از مسیحیان‌عرب‌زبان‌ کاتولیک‌ که‌ مرکزشان‌ در لبنان‌ است‌ ـ به‌ وجود بیاورد..در هدف‌ اول‌ آنان‌ به‌ سرعت‌ و به‌ آسانی موفق‌ شدند، اما در هدف‌ دوم‌دریافتند که‌ به‌ طور قابل‌ توجهی مشکل‌ است‌. علاوه‌ بر این‌، در نتیجه‌تلاش‌های اسراییل‌ برای هدف‌ اول‌، نیروهای چندملیتی آمریکا، بریتانیا،فرانسه‌، ایتالیا، در بیروت‌، برای نظارت‌ و سرپرستی بر ایجاد صلح‌ در مبدأسربازان‌ فلسطینی و جلوگیری از جنگ‌ بین‌ جمعیت‌ شهری بیروت‌ مستقرشدند.وقتی که‌ فلسطینی‌ها، آنجا را ترک‌ گفتند و نیز بسیاری دیگر از نیروهای‌خارجی رفتند، لبنان‌ را برای اسراییل‌ ترک‌ کردند، سوریه‌ای‌ها و هزاران‌نیروهای شبه‌ نظامی مذهبی و قومی که‌ آنجا رشد کردند. پس‌ از بروز جنگ‌داخلی در سال‌ ١۹۷۵.حمله‌ اسراییل‌ توجه‌ خمینی و نیز رهبریت‌ حزب‌ جمهوری و پاسداران‌ رابه‌ خود جلب‌ کرد. آنها مشاهده‌ کردند که‌ شیطان‌ کوچک‌، وسیله‌ و ابزارآمریکا، شیطان‌ بزرگ‌ است‌ و تلاش‌ دارد که‌ با مبارزان‌ کشورش‌ و تسلط‌ برسرزمین‌های مسلمانان‌ مرزهایش‌ را توسعه‌ بدهد.

پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌، چندان‌ بیکار و عاطل‌ ننشستند. در تابستان‌١۹٨٢، ایران‌ ١٠٠٠ پاسدار انقلابی تحت‌ فرماندهی محسن‌ رفیق‌دوست‌اعزام‌ کرد که‌ در بَعلبک‌ و درة‌ بُقاع‌ مستقر شوند و اسراییلی‌ها را از کشوربرانند..بسیاری از ایرانیان‌، حال‌، روابط‌ گسترده‌ و دامنه‌دار با عناصر افراطی‌جامعه‌ شیعه‌ لبنان‌ برقرار کردند و قادر بودند که‌ به‌ سرعت‌ در میان‌ جامعه‌لبنانی‌ها خودشیرینی کنند و هواداران‌ و مریدان‌ و پیروانی هم‌ بیابند..ایرانیان‌ زمین‌های دره‌ بقاع‌ را مساعد یافتند که‌ به‌ راحتی می‌توان‌عضوگیری و نیروی تازه‌ جذب‌ کرد.قانون‌ قدیمی لبنان‌ قدرت‌ را در بین‌ جوامع‌ مختلف‌ قومی و مذهبی‌براساس‌ سرشماری و آمارگیری بیش‌ از ۵٠ ساله‌ها را، تقسیم‌ کرده‌ بود.در نتیجه‌، در اوایل‌ دهة‌ ١۹٨٠، جمعیت‌ شیعه‌ لبنان‌، ـ که‌ بزرگترین‌ تکه‌ درچهل‌ تکه‌ جمعیت‌شناسی لبنان‌ شناخته‌ شده‌ بود ـ عصبانی و برافروخته‌بودند که‌ هنوز قدرت‌ و در اختیار جوامع‌ سنی مسلمان‌ و مسیحیان‌ است‌.

شبه‌ نظامیان‌ شیعه‌ که‌ به‌ «امل‌» معروف‌ بودند ـ افوج‌ المقومه‌ البنیه‌ یاگردان‌ مقاومت‌ لبنان‌ ـ که‌ برای حفاظت‌ سرزمین‌ تشیع‌ و منافع‌ آنان‌ شکل‌گرفته‌ بود هرچند، اَمال‌، سکولار بود و توسط‌ میانه‌روها رهبری می‌شد که‌اصولاً به‌ تنظیم‌ ساختار قدیمی تقسیم‌ قدرت‌ علاقه‌مند بودند، حکومت‌ لبنان‌را از بین‌ بردند.اینها تعداد قابل‌ توجهی از افراطیون‌ اسلامی را که‌ آرزوی ساختن‌جامعه‌ای کاملاً جدید را در سر داشتند، مایوس‌ کردند، در اواخر دهة‌ ١۹۷٠،گروه‌ها اندک‌ اندک‌ از امال‌ جدا شدند و راه‌ خود را در پیش‌ گرفتند و گاه‌ به‌سازمان‌های رادیکال‌ و تندرو پیوستند. علاوه‌ بر این‌، پس‌ از آنکه‌ بعثی‌ها درعراق‌ در سال‌ ١۹۶٨ به‌ قدرت‌ رسیدند، اخراج‌ اصول‌گرایان‌ اسلامی متولدخارج‌، ـ به‌ عنوان‌ تهدیدی علیه‌ قدرت‌ ـ شروع‌ شد.در آن‌ هنگام‌ تعداد قابل‌ ملاحظه‌ای از شیعیان‌ لبنان‌ که‌ در حوزه‌های نجف‌طلبه‌ شیخ‌ محمودحسین‌ فضل‌الله‌ و آیت‌ا… خمینی بودند وقتی که‌ در آن‌ شهرتبعید بود، تحصیل‌ می‌کردند.این‌ طلبه‌های جوان‌ در سال‌ ١۹۷۷ از عراق‌ اخراج‌ شدند و به‌ لبنان‌بازگشتند.انقلاب‌ اسلامی در ایران‌، به‌ رهبری خود خمینی‌، احساسات‌ این‌ گروه‌هارا به‌ هیجان‌ آورده‌ بود به‌ طوری که‌ رفیق‌دوست‌ و پاسداران‌ همراه‌ او وقتی به‌ابقاع‌ رسیدند، مردم‌ فوج‌ فوج‌ به‌ زیر علم‌ و لوای آنان‌ رفتند..بنا به‌ موفقیت‌ داخلی آنان‌، تعداد و شمار وابسته‌های IRGC در لبنان‌ به‌سرعت‌ دوچندان‌ شد..آنها شبکه‌های اطلاعاتی درست‌ کردند و امال‌ با آموزش‌، مبالغ‌ هنگفت‌پول‌، اسلحه‌ و مهمات‌، تامین‌ امکانات‌ و نیازهای مختلف‌ برای خرده‌های‌مختلف‌ و رادیکال‌ و پشتیبانی و حمایت‌ می‌کرد و با تنوع‌ خدمات‌ اجتماعی وشیعیان‌ فقیر لبنان‌ با حمایت‌ اساسی که‌ آغاز شدند، که‌ نه‌ کسی می‌توانست‌ ونه‌ کسی می‌خواست‌ چنین‌ شود.

آنان‌ حزب‌ا… لبنان‌ را به‌ وجود آوردند، برای کنترل‌ و نظارت‌ همه‌ این‌فعالیت‌ها و به‌ عنوان‌ سازمانی چتری شکل‌ که‌ با همکاری و هماهنگی فعالیت‌و منابع‌ گروه‌های مختلف‌ و رادیکال‌ تشیع‌ که‌ درگیر جنگ‌ بودند، علیه‌اسراییل‌، اقلیت‌ها، سنی‌ها و گاه‌ امال‌ وارد جنگ‌ شدند.پس‌ از مدتی‌، ایرانیان‌ در اوایل‌ ١۹٨۴، بسیاری از این‌ گروه‌ها را به‌همدیگر پیوند دادند. و حزب‌ا… بیشتر از یک‌ ائتلاف‌ به‌ موجودیتی منسجم‌پیدا کرد که‌ البته‌، بسیاری از گروه‌ها موجودیت‌ خود را همچنان‌ حفظ‌ کردند وبه‌ طور مستقل‌ وارد عمل‌ شدند و به‌ موازات‌ حزب‌ا… حرکت‌ می‌کردند..خارج‌ از این‌ مسایل‌، ایران‌ به‌ نیروی محرک‌ و اصلی در حمایت‌ از حزب‌ا…تبدیل‌ شد و ساختار سازمانی‌، آموزش‌، حمایت‌ مادی‌، ارشاد اخلاقی و گاه‌عملیاتی آنان‌ را تامین‌ می‌کرد.

خود حزب‌ا… بلافاصله‌ آن‌ را پذیرفتند و اقرار کردند که‌ «۵٠ سال‌ دیگر به‌طول‌ خواهد انجامید برای حرکتی که‌ بتوان‌ حمایت‌ و دستاوردهای مشابه‌،آنچه‌ که‌ از ایران‌ گرفتیم‌، به‌ دست‌ بیاوریم‌.»..در حقیقت‌، حزب‌ا… و ایرانیان‌، همواره‌ مکتب‌ و مسلک‌ ایدئولوژی‌مشابهی داشته‌اند.حزب‌ا… نه‌ فقط‌ مفهوم‌ ولایت‌ فقیه‌ را پذیرفت‌ بلکه‌ اقرار کرد که‌ خمینی ـو سپس‌ خامنه‌ای ـ به‌ عنوان‌ ولی‌فقیه‌ و ایران‌ الگو و سرمشق‌ آنان‌ است‌.در حقیقت‌، عنصر مهم‌ فلسفه‌ حزب‌ا… از آغاز نوع‌ خاصی اسلامی‌گری‌خمینی بوده‌ است‌ که‌ تصور می‌شود ایران‌ و لبنان‌، دو بخش‌ تجزیه‌ناپذیر وثابت‌ از ملت‌ یکسان‌ هستند..علاوه‌ براین‌، به‌ عنوان‌ رادیکال‌های اسلامی که‌ رهبران‌ مذهبی و روحانی‌آنان‌ در مکتب‌ خمینی درس‌ خوانده‌اند، حزب‌ا… با تفکر افراطی‌ضدآمریکایی ایرانیان‌ مشارکت‌ دارد و چنان‌ مبالغه‌ می‌کنند که‌ تاریخ‌ دردناک‌ وپر از مخمصة‌ آنان‌ با اسراییل‌، نشأت‌ گرفته‌ از آمریکا است‌..وقتی که‌ اسراییل‌، به‌ لبنان‌ حمله‌ کرد، که‌ با تبانی و هم‌دستی یکی ازشبه‌نظامیان‌ مسیحی مارونی انجام‌ شد، که‌ توسط‌ بشیر گمایل‌ رهبری‌می‌شد، کسی که‌ به‌ عنوان‌ رییس‌ جمهور لبنان‌ پس‌ از حمله‌ انتخاب‌ شد.

در ١۴ سپتامبر ١۹٨٢، گمایل‌، توسط‌ یکی از تروریست‌های سوریه‌ای‌کشته‌ شد که‌ پیروانش‌ را به‌ خشم‌ آورد و مایه‌ هراس‌ اسراییل‌ شد که‌ طرح‌های‌دقیق‌ آنان‌ در حال‌ از هم‌ پاشیدن‌ و متلاشی شدن‌ است‌.نتیجه‌ آن‌ سلاخی و قتل‌ عام‌ هزاران‌ فلسطینی بی‌گناه‌ در فلسطین‌، صبرا وکمپ‌ پناهندگان‌ شاتیلا در غرب‌ بیروت‌ بود که‌ توسط‌ شبه‌ نظامیان‌ مارونی‌صورت‌ گرفت‌.عملی که‌ آمریکا، فرانسه‌ و ایتالیا را به‌ وحشت‌ انداخت‌ و مورد انزجار آنان‌واقع‌ شد و حتی بریتانیا تعهد کرد که‌ سربازانش‌ را به‌ لبنان‌ بازگرداند تا به‌عنوان‌ حافظان‌ صلح‌، از رخ‌ دادن‌ چنین‌ حوادث‌ غم‌انگیز و تاسف‌بارجلوگیری کنند..متاسفانه‌، دولت‌ ریگان‌، متوجه‌ نشد که‌ چگونه‌ باید به‌ مسأله‌ داخل‌ شود.به‌ جای بشیر گمایل‌، برادرش‌ امین‌، رییس‌ جمهور شد و واشنگتن‌ با او به‌عنوان‌ رییس‌ اداری قانونی و مشروع‌ کل‌ لبنان‌ رفتار کرد.مشکل‌ آن‌ بود که‌ هیچ‌ کدام‌ از دیگر گروه‌های قومی نبود، (و حتی عده‌ای‌از شبه‌ نظامیان‌ مارونی‌) او را نمی‌پذیرفتند.از دیدگاه‌ آنان‌، او رهبر سادة‌ یکی از گروه‌های شبه‌ نظامی مارونی است‌ واغلب‌ همانی است‌ که‌ عمل‌ و اقدام‌هایش‌ مشخص‌ است‌. آنگاه‌، در نوامبر١۹٨٢، گمایل‌ به‌ نیروهای هوایی لبنان‌ ـ که‌ در آمریکا آموزش‌ دیده‌ بودند ـدستور داد که‌ موقعیت‌ خود را در کوه‌های شاف‌ در جنوب‌ بیروت‌ که‌ به‌ گروه‌شبه‌نظامی یعنی نیروهای لبنان‌ او مربوط‌ می‌شد، بازپس‌ بگیرند.

از آن‌ لحاظ‌، دیگر رهبران‌ قومی و مذهبی‌، پیروان‌ خود را در ارتش‌ نظامی‌فرا خواندند، که‌ ترک‌ خدمت‌ بکنند و اصولاً فقط‌ مسیحیان‌ در نیروهای‌هوایی به‌ جای ماندند. علاوه‌ بر این‌، آمریکا معتقد بود که‌ به‌ حکومت‌ مشروع‌لبنان‌ و نیروی ارتش‌ ملی برای برقراری ثبات‌ در مناطق‌ خودمختارش‌ کمک‌کند.

اما آنچه‌ که‌ در لبنان‌ مشاهده‌ می‌کردند، هرچند، آمریکایی‌های‌مسیحی بودند (در کنار ایتالیا، فرانسه‌ و بریتانیا) که‌ در طرفداری از هم‌کیشان‌و هم‌مذهبان‌ اسراییل‌ خود کمک‌ می‌کنند که‌ سرزمین‌ تحت‌ کنترل‌ مسیحیان‌باشد.بدون‌ تشخیص‌ اینکه‌ دولت‌ ریگان‌ چنین‌ جانبداری کرده‌ باشد.اما اوضاع‌ بدتر شد. بشیر گمایل‌، بنا به‌ بخشی از توافق‌ خود با اسراییل‌، که‌وعده‌ کرده‌ بود معاهده‌ صلح‌ را با اورشلیم‌ امضا کند که‌ به‌ قدرت‌ برسد.اکنون‌ بشیر مرده‌ بود، اسراییل‌ و آمریکا امین‌ گمایل‌ را تحت‌ فشار قراردادند که‌ به‌ وعده‌ برادرش‌ وفا کند. امین‌، محتاط‌تر از برادرش‌ بود، اما اکنون‌خود را از کمک‌ آمریکا و اسراییل‌ مستقل‌ نمی‌دانست‌، در نتیجه‌ نمی‌توانست‌که‌ نپذیرد.
وقتی که‌ همکاری‌شان‌ بیشتر نزدیک‌ می‌شد، گروه‌های مختلفی در لبنان‌در همکاری اختلال‌ و وقفه‌ ایجاد کردند و به‌ آمریکا به‌ خاطر نقش‌ اودرحمایت‌ از مارونی‌ها حمله‌ور شدند.در ١٨ آوریل‌ ١۹٨٣، یکی از اولین‌ بمب‌های داخل‌ کامیون‌ در خارج‌ ازسفارت‌ آمریکا در شرق‌ بیروت‌ برای اولین‌ بار در جهان‌ منفجر شد که‌ نصف‌ساختمان‌ را از بین‌ برد و ۶٣ نفر کشته‌ شدند که‌ ١۷ نفر آنان‌ آمریکایی بودند.متهورانه‌ و بی‌هیچ‌ تردیدی‌، آمریکا و اسراییل‌ و حکوت‌ گمایل‌ به‌ سرعت‌برنامه‌شان‌ را پیش‌ بردند و معاهده‌ صلح‌ را در ١۷ ماه‌ مه‌ امضا کردند.و آن‌ نوعی موفقیت‌ تاریخی برای اسراییل‌ به‌ شمار می‌رفت‌ ـ دومین‌معاهده‌ صلح‌ با کشورهای عرب‌ ـ اما دیری نپایید که‌ صلح‌ رخت‌ بربست‌..سوریه‌ای‌ها، ایرانی‌ها و حتی گروه‌هایی مختلف‌ از مسلمانان‌ لبنان‌، بامعاهده‌ صلح‌ مخالفت‌ کردند و حتی بعضی از شبه‌ نظامیان‌ مارونی نیز چنین‌نمودند. جمعیت‌ لبنانی‌های دروز ـ دروز فرقه‌ای کاملاً مرموز از شیعیان‌مسلمانند که‌ در لاوان‌ زندگی می‌کنند ـ بنا به‌ حمایت‌ سوریه‌ای‌ها، شروع‌کردند به‌ گلوله‌باران‌ کردن‌ مارونی‌ها و موقعیت‌ نیروی هوایی لبنان‌ و بیروت‌ واسراییل‌ در پاسخ‌ حمایت‌های خود از نیروی هوایی و مارونی‌ها افزایش‌دادند..هرچند، که‌ هرچه‌ جنگ‌ شدت‌ می‌گرفت‌ و تلفات‌ و مجروحان‌ اسراییلی‌افزایش‌ می‌یافت‌، اورشلیم‌ تصمیم‌ گرفت‌ که‌ از مرکز لبنان‌ عقب‌نشینی کند، ونیروهایشان‌ را به‌ اطراف‌ رود عوالی عقب‌ برانند، که‌ در سمت‌ شمال‌ مرزاسراییل‌ واقع‌ شده‌ است‌.

این‌ مسأله‌ به‌ طور موثری موجب‌ رها کردن‌ مارونی‌ها و نیروی هوایی ووسایل‌ و تمهیداتشان‌ شد و آنان‌ هیچ‌ برابری و رقابتی با دروز، سوریه‌ و دیگرشبه‌نظامیان‌ مسلمان‌ نداشتند.این‌ عقب‌نشینی‌، موقعیت‌ MNF در غرب‌ بیروت‌ را از پوشش‌ درمی‌آورد،که‌ مشرف‌ بر کوه‌های شاف‌ بودند و فوراً مارونی‌ها اول‌ از تک‌ تیراندازها وآنگاه‌ از آتشبار و توپخانه‌ دروز و سوریه‌، آتش‌ گشودن‌ متفرقه‌ را شروع‌ کردند.در اواخر سپتامبر، واحدهای نیروی هوایی توسط‌ ساق‌ الغرب‌ در کوه‌های‌شاف‌ محاصره‌ شد و از فرط‌ استیصال‌ و یاس‌، امین‌ گامیل‌ به‌ سوی آمریکابرگشت‌ و تقاضای کمک‌ کرد.دوباره‌ آمریکا، دچار کج‌فهمی و سوءتعبیر شد که‌ چگونه‌ و از چه‌ راهی درماجرا دخالت‌ کند.این‌ بار، پرزیدنت‌ ریگان‌ اعلام‌ کرد که‌ ساق‌الغرب‌، برای آمریکا «اهمیت‌استراتژیک‌» دارد و افسران‌ نظامی آمریکایی را مستقر کردند که‌ با واحدهای‌نیروی هوایی لبنان‌، مجازند که‌ گلوله‌باران‌ موقعیت‌ دروز در شاف‌ را آغازکنند.واقعیت‌ اینکه‌ فرانسه‌ هم‌ ـ قدرت‌ مبارزه‌ قدیمی لبنان‌ ـ پیوسته‌ برای بهبودبخشیدن‌ و آرام‌ کردن‌ فرقه‌های مسلمانان‌. خشم‌ لبنانی‌ها، و حامیان‌ ایرانی وسوری آنان‌.به‌ طور آشکارا عکس‌العمل‌ها آغاز شد.

در صبح‌ یکشنبه‌ ٢٣ اکتبر، راننده‌ کامیونی‌، که‌ بمب‌گذاری انتحاری بود،کامیون‌ مملو از بمب‌ خود را به‌ وسط‌ مجموعة‌ تفنگداران‌ دریایی آمریکایی‌در نزدیکی فرودگاه‌ بین‌المللی بیروت‌ رسانید و ٢۴١ تفنگدار کشته‌ شدند.لحظاتی بعد کامیونی مشابه‌ در محوطه‌ فرانسویان‌ منفجر شد و در آنجا۵۷ نفر کشته‌ شدند.دو هفته‌ بعد، کامیونی دیگر به‌ مرکز فرماندهی نظامیان‌ اسراییل‌ در تیره‌رفت‌ و ۶٠ نفر کشته‌ شدند.در هر مورد، جهاد اسلامی مسئولیت‌ حمله‌ را می‌پذیرفت‌ و کم‌کم‌ اوضاع‌گیج‌کننده‌ و ضد و نقیض‌ شدند، هیچ‌ کس‌ نمی‌توانست‌ ثابت‌ کند ـ حتی امروزـ که‌ جهاد اسلامی چیزی جدا از حزب‌الله‌ است‌.

در غرب‌، اعتقاد جدی بر این‌ است‌ که‌ جهاد اسلامی بخشی از حزب‌ا…است‌ یا حتی اسمی است‌ که‌ حزب‌ا… برای پوشش‌ گذاشتن‌ به‌ اعمالش‌اختراع‌ کرده‌ است‌..خود حزب‌ا… انجام‌ عملیات‌ را انکار کرد. هرچند، ظاهراً هرکس‌ با این‌مسأله‌ موافق‌ است‌، که‌ حتی رهبر حزب‌ا… هم‌، که‌ شخصی به‌ نام‌ عماد مُقنیه‌و ایرانیان‌ سرانجام‌ پشت‌ ماجرا حضور دارند.خصوصاً سفیر ایران‌ در سوریه‌، حجت‌الاسلام‌ علی‌اکبر محتشمی‌،طراحی حملات‌ را نظارت‌ و سرپرستی می‌کرد..خود عماد مقینه‌، هم‌وطن‌ نزدیک‌ به‌ شیخ‌ فضل‌ا… در حزب‌ا… بود،مستیماً به‌ تهران‌ گزارش‌ می‌داد ـ گاه‌ (دستورات‌ حزب‌ا… را هم‌ نادیده‌می‌گرفت‌) و رهبری بسیاری از دیگر حملات‌ تروریستی برای ایران‌ را به‌عهده‌ داشت‌..بدون‌ توجه‌ به‌ اینکه‌ چه‌ کسی ماشه‌ اول‌ را چکاند و جرقه‌ اول‌ را به‌ وجودآورد.در اینجا بحثی هست‌ بر سر اینکه‌ ایران‌ در پشت‌ این‌ ماجراها حضورداشت‌..اکنون‌ که‌ زمان‌ بررسی مشکلات‌ سیاسی داخلی در آمریکا است‌. در اوایل‌نوامبر، سرویس‌ اطلاعاتی آمریکا اطلاعات‌ قابل‌ ملاحظه‌ای دربارة‌ نقش‌عمدة‌ حزب‌ا… و ایران‌ ـ و به‌ طور کمتر عملکرد سوریه‌ ـ جمع‌آوری کردند، که‌در حملات‌ برخس‌ مارونی حضور داشتند.علاوه‌ بر این‌، آنها هویت‌ شیخ‌ عبدا… برخس‌ را، به‌ عنوان‌ فرمانده‌پاسداران‌ در بقاع‌ تشخیص‌ دادند و نیز جای کمپ‌ آموزشی که‌ تعدادی ازتروریست‌های تشیع‌ توسط‌ ایرانیان‌ آموزش‌ می‌دیدند را پیدا کردند، جایی که‌معتقدند مرکز بروز حملات‌ مارونی برخس‌ بوده‌ است‌.بحث‌ مورد اشاره‌ زمانی پدیدار شد، که‌ حکومت‌ آمریکا اقدام‌های‌تلافی‌جویانه‌ علیه‌ شیخ‌ عبدالله‌ برخس‌ را افزایش‌ داد.

دولت‌ ریگان‌ عمیقاً دستخوش‌ چنددستگی‌، تشتت‌ کاملاً مهار نشده‌ ونامعقول‌ شده‌ بود. جنگ‌ طلبان‌، با رهبری مسئول‌ وزارت‌ خارجه‌ شولتز وکارکنان‌ شورای امنیت‌ ملی‌، به‌ شدت‌ طالب‌ جنگ‌ تلافی‌جویانه‌ بودند، با این‌باور که‌ مهم‌ است‌ برای آمریکا که‌ با موضع‌ نخست‌ دربارة‌ اینکه‌ تروریست‌هارا مسئول‌ اعمالشان‌ بدانند، تقویت‌ و پشتیبانی بکنند.صلح‌طلبان‌، به‌ رهبری وزیر دفاع‌، کسپر واینبرگر، مخالف‌ درگیری‌آمریکا در لبنان‌ از آغاز بود و تقلای بسیار آن‌ برای از کار انداختن‌ عملیات‌ وسرعت‌ دادن‌ به‌ خاتمه‌ ماجرا بود.آنان‌ کمتر به‌ تحلیل‌ لبنان‌ یا منافع‌ آمریکایی در آنجا پرداختند و بیشتر به‌مفهوم‌ فلسفی که‌ بی‌چون‌ و چرا با استفاده‌ محدود از نیروها مخالفت‌ کنند.در ١۴ نوامبر، ریگان‌ به‌ حمله‌ تلافی‌جویانه‌ رضایت‌ داد و فرانسه‌ خبر دادکه‌ عملیات‌ در ١۶ نوامبر آغاز خواهد شد. اما در دعوت‌ اولیه‌ او، واینبرگردستور رییس‌ جمهور را از دور خارج‌ کرد و کنار گذاشت‌ و زمان‌ حمله‌ را ازجدول‌ زمانی و برنامه‌ خارج‌ کرد.در واشنگتن‌، جار و جنجال‌ بی‌سابقه‌ای به‌ وجود آمد. تا جایی که‌ حزب‌ا…و ایرانیان‌ احساس کردند، آنان‌ دربارة‌ آمریکا گرفتار دیدند و از مجازات‌ و حمله‌او در امان‌ ماندند.فرانسه‌ ـ که‌ هواپیماهایش‌ در هوا بود وقتی که‌ گفته‌ شد حمله‌ پایان‌ گرفت‌ ـتصور کرد که‌ به‌ او خیانت‌ شده‌ و یا پشت‌ پا زده‌ اند..در اوایل‌ دسامبر، شبه‌ نظامیان‌ مختلف‌ مسلمان‌، حملات‌ خود را به‌مارونی و در فرودگاه‌ افزایش‌ دادند و تشدید کردند تا جایی که‌ با شکست‌آمریکا جسارت‌ کردند و با حملات‌ تروریستی ٢٣ اکتبر دست‌ به‌ کارتلافی‌جویانه‌ زدند. در پاسخ‌، آمریکا دوباره‌ به‌ بمباران‌ هدف‌های دروز درمنطقه‌ پرداخت‌. در حقیقت‌، واشنگتن‌ ناو جنگی بسیار بزرگ‌یواس‌اس‌نیوجرسی را به‌ لاوان‌ روانه‌ کرد و به‌ بمباران‌ پیوست‌.به‌ طور آشکارا در ١۴ مایلی از نوار ساحلی لبنان‌ لنگر انداخت‌. اولین‌ حمله‌و هجوم‌ از اسلحه‌های ١۶ اینچی ناو با شکستن‌ پنجره‌ها و درهای محوری‌ناو، در ساحل‌ شروع‌ شد..

سوریه‌ای‌ها هم‌ به‌ حمله‌ پیوسته‌ بودند و به‌ هواپیماهای اکتشافی آمریکادر حریم‌ هوایی لبنان‌ آتش‌ گشودند.در ۴ دسامبر، سعی در هشدار به‌ دمشق‌ داشتند، آمریکا یک‌ حمله‌ هوایی‌علیه‌ توپخانة‌ موشک‌های زمین‌ به‌ هوا در سوریه‌ انجام‌ داد. اما به‌ معضلی‌جدید و به‌ سرنوشتی عملیات‌ صحرای اول‌ تبدیل‌ شد، حمله‌ ضربه‌ ولطمه‌ای وارد می‌ساخت‌، دو هواپیمای آمریکایی از بین‌ رفت‌ و خشم‌عمومی‌، دمشق‌ را فرا گرفت‌ که‌ «آمریکا حتی نمی‌تواند در برابر نیروهای‌کوچک‌ سوریه‌ مقاومت‌ کند» همانطور که‌ وزیر خارجه‌، جرج‌ شولتز، به‌ طورجدی و با شدت‌ آن‌ را مطرح‌ کرد..حتی اسلحه‌های ناوگان‌ ۶ام‌ هم‌ نتوانست‌ نیروهای مارونی را نجات‌ دهدکه‌ به‌ طور منظم‌ توسط‌ دروز ـ با حمایت‌ «ارمل‌» سوریه‌ و حزب‌ا… ـ وادار به‌عقی‌نشینی شده‌ بودند.در اوایل‌ فوریه‌، نیروهای مسلمان‌ به‌ مارونی‌ها فشار آوردند و آنان‌ را به‌بیرون‌ از غرب‌ بیروت‌ کشاندند، MNF منزوی شده‌ از سرزمین‌ مسلمانان‌خاصم‌ و نجوش‌ خارج‌ شدند و به‌ طور فزاینده‌ای قربانی حمله‌ آتش‌بار ازتپه‌های مشرف‌ بر فرودگاه‌ می‌شدند.در واشنگتن‌، کنگره‌ اعلام‌ داشت‌ که‌ هرچه‌ سریعتر مارونی‌ها بایدعقب‌نشینی کنند و مطبوعات‌ از روی تحقیر دولت‌ ریگان‌ را تمسخرمی‌کردند.در ۷ فوریه‌ ١۹٨٢، آمریکا نیروهایش‌ را از لبنان‌، بیرون‌ برد و یک‌ ماه‌ بعدامین‌ گامیل‌، معاهده‌ صلح‌ با اسراییل‌ را لغو کرد..سیاست‌ آمریکا در لبنان‌، به‌ معضل‌ بزرگی در حد یک‌ افتضاح‌ مبدل‌ شد.برای سیاست‌ آمریکا در منطقه‌ شکستی محسوب‌ می‌شد و نیز در سیاست‌آمریکا در مقابله‌ با ایران‌ هم‌ نوعی ناکامی بود. به‌ طور کلی مداخله‌ در لبنان‌اشتباه‌ بود.

در بازنگری حتی با منافع‌ ٢٠/٢٠ مشکل‌ است‌ که‌ بتوان‌ دید که‌ افرادی‌می‌توانستند قضیه‌ معمای لبنان‌ را در سال‌ ١۹٨٢ حل‌ و فصل‌ کنند.و برای سوریه‌ ـ از کل‌ ۶ سال‌ از دخالت‌ ابتدایی آن‌ ـ و تمایل‌ بکارگیری ازاعمال‌ خشونت‌ و شدت‌ برای ایجاد صلح‌ در لبنان‌ تحت‌ کنترلش‌ ۹ سال‌ دیگربه‌ طول‌ انجامید.حضور گارد تندرو و انقلابی ایران‌ باید به‌ رعایت‌ جانب‌ احتیاط‌ ما افزوده‌می‌شد.گارد انقلابی در کل‌ با نفرت‌ بی‌هدف‌ خمینی مشترک‌ بود و آنها باعملیات‌نظامی و تروریستی در تعقیب‌ منافع‌ ایران‌ و لبنان‌ بودند.اولین‌ بار که‌ سربازان‌ آمریکایی به‌ کشور وارد شدند، در آن‌ زمان‌ صرفاً قبل‌از پیدا شدن‌ سروکلة‌ گارد انقلابی‌، راه‌ حمله‌ به‌ آنان‌ مطرح‌ بود.بدتر از همه‌ اینکه‌، عقب‌نشینی شتاب‌ زده‌ آمریکا پس‌ از وارد آمدن‌ ٢۶٠کشته‌ بود ـ در زمانی که‌ سوریه‌ و لبنان‌ کشته‌شدگانشان‌ به‌ هزاران‌ نفر وعراقی‌ها و ایرانی‌ها به‌ ده‌ها هزار نفر می‌رسید ـ این‌ تصور را هرچند که‌ دولت‌ریگان‌ را نمی‌توان‌ برای ابداع‌ یک‌ طرح‌ واقعی سیاسی برای پایان‌ خشونت‌ درآنجا به‌ باد انتقاد گرفت‌.

اما بدون‌ چنین‌ طرحی آنگونه‌ که‌ وزیر دفاع‌ واینبرگر پیشنهاد داد، اعزام‌سربازان‌ آمریکایی بسیار بیهوده‌ و بی‌حاصل‌ بوده‌ است‌.ما آن‌ اشتباه‌ را تشدیدتر کردیم‌، با مداخله‌ با نیروهای محدود، با قید وبندها و محدودیت‌های پنتاگون‌ در توانایی‌ها و اعمال‌ آن‌ نیروها، پیوستن‌ به‌اوهام‌ آریل‌ شارون‌ دربارة‌ بازسازی دولت‌ لبنان‌ و غافل‌ و بی‌خبر ازفاکتورهای مهم‌ و دخیل‌ در ماجرا در آن‌ کشور مایوس‌ و محنت‌زده‌، آن‌ دردست‌ سرنوشت‌ و تقدیر بود که‌ مداخله‌ ما در لبنان‌ مایه‌ غصه‌ و ماتم‌ شد.وجود آورد که‌ آمریکا تحمل‌ جنگ‌ را ندارد. در واقع‌، واشنگتن‌ سرانجام‌اشاره‌ کرد که‌ مداخله‌ در گام‌ اول‌ ماجرا اشتباه‌ بوده‌ است‌. که‌ سربازان‌آمریکایی هدف‌ مفید و مشخص‌ نداشتند و آنگاه‌ مجروحان‌ و تلفاتشان‌ ارزش‌آن‌ مداخله‌ را نداشت‌.اما این‌ آن‌ چیزی نبود که‌ در منطقه‌ دیده‌ شد. عقب‌نشینی از لبنان‌ در بافت‌و بطن‌ ماجرای ویتنام‌ و اوایل‌ بحران‌ گروگان‌گیری بود و در بسیاری از بخش‌هایک‌ درس‌ آموزنده‌ بود که‌ درد اندکی را بر آمریکایی‌ها تحمیل‌ کرد، که‌ بایداجرا کنند. و در سال‌های پس‌ از آن‌، جنبه‌ مهمی برای سیاست‌ ایران‌ در مقابل‌آمریکا داشت

کیوان امینی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

تقویم

دسامبر 2010
د س چ پ ج ش ی
    ژانویه »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

برای مشترک شدن در این وب‌نوشت از راه رایانامه و دریافت آگاه‌سازی درباره‌ی نوشته‌های تازه، رایانشانی خود را وارد نمایید.

به 28 مشترک دیگر بپیوندید

دسته‌ها

Blog Stats

  • 127,916 hits
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: